نشانهشناسی مفهوم عشق در اشعار عبدالعظیم فنجان بر اساس الگوی سهوجهی نشانۀ پیرس
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه ایلام.
2 مدرس گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه ایلام.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه ایلام.
4 دانشجو کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه ایلام
doi
10.30479/lm.2022.17109.3391چکیده
نشانهشناسی به عنوان یکی از شیوههای نقد ادبی در ادبیات نوین جایگاه ویژهای به خود اختصاص داده است و بررسی نشانههای زبانی ابعاد تازه و نامکشوفی از دنیای درون متن را برای خواننده بازگو میکند. یکی از نظریهپردازان مشهور در نشانهشناسی چارلز سندرس پیرس آمریکایی است که با رد دوجهی بودن ساختار نشانه و ارائۀ الگوی سه وجهی خود برای نشانه به مطالعات نشانهشناسی نظم و ترتیب خاصی بخشید. عبدالعظیم فنجان شاعر نوگرای عراقی که عشق و مضمونهای عاشقانه جزء اصلیترین اغراض شعری اوست و زبان شعری نوین و استفادۀ هنرمندانۀ وی از نشانههای زبانی باعث تمایز سبک بیانی او میشود. پژوهش حاضر میکوشد با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر الگوی سه وجهی پیرس به بررسی شکلگیری نشانههای سازندۀ مفهوم عشق در شعر عبدالعظیم فنجان بپردازد و نقش سه جزء نشانه یعنی بازنمون، موضوع و تفسیر را در خلق مضمونهای عاشقانه را نقد و بیان کند. از نتایج پژوهش چنین استنباط میشود که نشانههای مربوط به عشق در قالب رمزگانهای زمانی، مکانی، بینامتنی و محور جانشینی و همنشینی تولید میشوند و بازنمون هرکدام از آنها بر اساس مقولۀ اوّلیت حالت کیفی و بُعد تصویری و صدایی نشانه را به تصویر میکشد و موضوع بر پایۀ مقولۀ ثانویت بُعد عملی تجربههای عاطفی شاعر در جهان واقع نشان میدهد و با توجه به مقولۀ ثالثیت تفسیر نشانه مفهومی کلّی را بیان میکند که در تمام ابیات قصیده تنیده شده است.