بررسی تطبیقی جلوههای پایداری مادرانه در رمان پسااستعماری (مطالعة موردی: رمانهای «دلبند» و «هزاران خورشید تابان »)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد بخش زبانهای خارجی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان،
2 استادریار بخش زبانهای خارجی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان. ایران
3 مربی بخش زبانهای خارجی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان.
doi
10.22103/jrl.2024.22623.2924چکیده
مسئله اصلی تحقیق پیشرو همتافتی و پویایی مقاومت مادرانۀ شخصیتهای سته و مریم در رمانهای «دلبند» و «هرازان خورشید تابان» اثر تونی موریسون و خالد حسینی است که در برابر گسترة گفتمان روایی پسااستعماری به تصویر کشیده شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که نمودهای پایداری در این دو رمان پسااستعماری چه است و نویسندگان این دو رمان چگونه پایداری مادرانه را پردازش کردهاند. هدف این جستار بررسی قدرت مقاومت بهعنوان یک سازوکار فرهنگی سازنده، نقش محوری سته و مریم در حککردن هویتهای خودمختار که زیر سایه ظلم ناشی از نظام مردسالاری و گفتمان نواستعماری آمریکا قرار دارند، بررسی میشود. با پیوند مفهومی تأثیر مادر در ایجاد پایداری منسجم، شخصیت سته و مریم را میتوان بهعنوان یک معمار تعیینکننده در یکصدایی روایتهای مخالف و ضد هژمونیک استعمار نو که برای زایش هویت فردی و نسلی حیاتی است، برجسته کنیم. این پژوهش به روش تحلیل محتوا بهصورت کتابخانهای صورتگرفته است و با الهام از نظریههای گایاتری اسپیواک و مفهوم مقاومت از دیدگاه او و بر مبنای ادبیات تطبیقی مکتب امریکایی به ارزیابی تجربیات قهرمانان این دو رمان سته و مریم در مواجهه با ظلم مضاعف استعمار نو و نقش مادر در ایجاد بنیاد هویت برای فرزند دلبند و عزیزه میپردازد. همانطور که از نام فرزندان پیداست، در هر دو رمان هر دو عزیزه و دلبند هستند و این انتخاب تعمدی بوده است و حاکی از آن است که در برابر استعمار باید از فرزندان دلبند خود دفاع کنیم. عنصر مقاومت در این مقاله از طریق یک تحلیل مقایسهای دقیق، بر قدرت دگرگونکننده شخصیتهای سته و مریم و ریشهیابی آگاهی جمعی نسبت به مقاومت تأکید میکند و به یک الگوی نوظهور از شکلگیری هویت اشاره میکند و در پایان به این نتیجه میرسد که همانند مریم، سته نیز تحتتأثیر عشقی پایدار، ساختارهای اجتماعی برخاسته از سیاستهای نوین استعمار نو را بازخواست میکند و جوهر آزادی، زندگی و هویت را مورد پرسش قرار میدهد؛ درحالیکه اقدام فداکارانه مریم به دنبال محافظت از آیندهای نوبنیاد است، سته با کشتن دلبند قصد دارد آیندهای تاریک را از صحنۀ زندگی دلبند حذف کند؛ آیندهای از ذلت و خواری زیر چکمههای استعمار. حرکت سته به مفهوم واقعی کلمه همان هیهات منّا الذلّه است. این اقدام سته اوج عزتنفس و مقاومت وی در برابر استعمار است.