فراخوانی کهنالگوی مادر در شعر مقاومت افغانستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.22103/jrl.2024.21474.2861چکیده
این پژوهش بر آن است تا کهنالگوی مادر را بهعنوان قویترین و حیاتیترین کهنالگویی که در ناخودآگاه روان تأثیر شگرفی میگذارد، بهمنزلۀ مهمترین و بارزترین کهنالگوی شعر مقاومت افغانستان، نقد و بررسی کند و پس از شناسایی نمودهای آن، نسبت آنها را با اندیشۀ مقاومتی شعر پایداری بکاود. روش پژوهش مقاله توصیفی- تحلیلی با رویکرد محتوایی و با تکیه بر مطالعات کتابخانهای است. نتایج پژوهش نشان میدهد که کهنالگوی مادر در شعر مقاومت افغانستان به صورتهای گوناگون در دو دستۀ طبیعی (زمین، وطن، خورشید، دریا، آب و...) و واقعی (مادر، زن، حوا و...) جلوه یافتهاند. نمودهای طبیعی آن سودمند و یا اهریمنخویاند. فراخوانی کهنالگوی مادر در شعر مقاومت افغانستان به عواملی چون تجاوز روس و جنگهای درازدامن این کشور بازبسته است. شاعران در بازتاب خرابیها، قحطی، ناباروری و زیانکاری برخاسته از جنگ، بازگویی درد و رنج ملت افغانستان و رسواسازی عاملین آنها، سیاهنمایی چهرههای استعمارگرِ بیگانه و نکوهش خائنان داخلی حکومت دستنشانده، جنگهای درونمرزی، و ... سرانجام برای تشجیع مبارزان و ستایش قهرمانان و ایجاد روحیۀ ملی در دفاع از وطن، نیتمندانه، نمودهای کهنالگوی مادر را به کار میبندند. بررسیها نشاندهندۀ آن است که کاربرد این میراث سنتی به شعر مقاومت غنا و ژرفا بخشیده است.