تحلیل تطبیقی نمایشنامههای معناباختۀ «جشنتولد» پینتر و «ماهعسل» ساعدی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 عضو هیئت علمی بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
doi
10.48308/clls.2024.234480.1228چکیده
تئاتر معناباخته (ابسورد)، شاخصترین تحول تئاتر در دوران پس از جنگ دوم جهانی است که با استفاده از فنون گوناگون نمایشی میکوشد تا پوچی حال و روز بشر را به کمک شکلی همانقدر بیمعنا نمایش دهد. هدف این پژوهش، تطبیق و مقایسۀ دو نمایشنامۀ جشن تولد پینتر و ماه عسل ساعدی با استناد به آموزههای مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی است که هدف آن، مطالعۀ تأثیرات و تشابهات آثار ادبی ملّتهاست. روش کار مبتنی بر توصیف و تحلیل است و نتایج این پژوهش نشان میدهد که ساعدی با مؤلفههای تئاتر معناباخته و آثار پینتر آشنا بودهاست و اثر او شباهتهای چشمگیری با نمایش پینتر دارد. در هر دو اثر شکل نمایش در هماهنگی کامل با مضمون، ازهمگسیختگی، پریشانی و پوچی زندگی را بازنمایی میکند. استفاده از گفتوگوهای بیمایه، آشفته، تکراری و طولانی مهمترین عنصر نمایشی و تنها رویداد در شرف وقوع است. خصلت نمایشی گفتوگوها، هویت چندپاره و ناپایدار اشخاص و گذر کند و ملالآور زمان را در هماهنگی با مضمون کلان داستان بازنمایی میکند. فضا و صحنۀ محدود و محصور هر دو نمایش نیز روزمرگی و بیهودگی زندگی را تداعی میکند با این تفاوت که فضا در نمایش پینتر تا پناهگاهی ایمن را تداعی میکند و در نمایش ساعدی، رفتهرفته به مکان محصور و دلهرهآوری تبدیل میشودکه اشخاص داستان جز استحالهشدن راهی برای بیرون-رفتن از آن ندارند.