بررسی دو خاطرهنگاشت من زندهام و دختر شینا بر پایۀ استعارۀ مفهومی حوزۀ احساس
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.
doi
10.22103/jrl.2024.21886.2884چکیده
این پژوهش کارکرد استعارۀ مفهومی را در دو کتاب خاطرهنگاشت من زندهام و دخترِ شینا بررسی میکند.کاربست این نظریه در متون مورد نظر میتواند اندیشه و جهانبینی ویژۀ زنان نویسنده را نسبت به جنگ بازگو کند که از صافی زبان زنانه رد شده و بیانگر دغدغههای درونی آنهاست. بر این اساس تحلیل متن، تحلیل کیفی است که از رهگذر بسامدها حاصل شده است. استعارۀ هستیشناختی، حوزۀ مقصد احساس و حوزههای مبدأ آن و کارکرد آنها در این پژوهش مبنا قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد که استعارۀ هستیشناختی با حوزۀ مقصد احساس و تأثیر احساس، و حوژههای مبدأ متعدد همچون: «نیرو»، «ظرف»، «اشیاء»، «دما»، «غذا»، «مایع درون ظرف»، «کالا» و «بار»، بسامد زیادی در هر دو کتاب دارد. نگاشتهای «دل ظرف است»، «احساس، مایع درون ظرف است»، «احساس، دما است»، «تأثیر احساس، نیرو است» به صورت مشترک در هر دو کتاب بسامد قابل توجهی دارد. اما برخی از نگاشتها در کتاب من زندهام بسامد بیشتری دارد که ناشی از موقعیت ویژۀ راوی در اسارت است. تحلیل این استعارهها نشان میدهد که زنان برای انتقال مفاهیم انتزاعی و احساسیشان، از پدیدههای ملموس و آشنای محیطی و مرتبط با دنیای زنانه کمک میگیرند و حجم زیادی از استعارههای هستیشناختی را میآفرینند. افکار زنانه آمیزهای از احساس و جزئیات دنیای خارج از ذهن است که بیانگر کنشها و دغدغههای فراوان روزمره است و باعث میشود آنها بیشتر شرایط موجود را ببینند و کمتر آرمانی بیندیشند.