بررسی و تحلیل اندیشه پایداری در متون منثور عرفانی از قرن پنجم تا قرن هفتم هجری

نویسندگان

1 دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی (دبیر ادبیات فارسی ناحیه 3 اصفهان)

doi
10.22103/jrl.2023.4017
چکیده

یکی از موضوعات قابل‌توجّه در متون عرفانی، بررسی روابط عرفا با حاکمان زمانه و چگونگی برخورد با آنان است. در بادی امر به نظر‌ می‌رسد که عرفا با سیاست بیگانه‌اند و عرفان که از مقولۀ معنا، کشف و شهود، خلوت و خلسه است، با سیاست که پدیده‌ای بیرونی، عمومی، اجتماعی و مرتبط با زندگی و معیشت انسان‌هاست؛ قابل جمع نیست و رابطه‌ای بین معنویت‌گرایی و عرفان با سیاست‌ورزی وجود ندارد. بررسی متون عرفانی نشان‌ می‌دهد که علاقه‌مندی عارفان به سرنوشت انسان و سعادت و شقاوت او که به گونه‌ای با شیوۀ ادارۀ کشور مرتبط است، آنها را به واکنش در برابر سیاست و حکومت واداشته است. بسیاری از بزرگان عرفان در آثار خود به پایداری سیاسی پرداخته و دیدگاه خود را نسبت به مسائل سیاسی و گردانندگان حکومت بیان نموده‌اند. مؤلّفه‌هایی چون: توصیه حاکمان به عدالت‌ورزی، ستم‌ستیزی، انتقاد از حاکمان، حق‌گویی در برابر حاکمان ظالم و پایداری در برابر قدرت‌های حاکم، بیانگر نقد و اعتراض به رفتار حاکمان و پایداری سیاسی عرفا می‌باشد.