کارکرد موقعیت روایی در رمان «ملوک الرمال» اثر علی بدر
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30479/lm.2023.17888.3462چکیده
رمان «ملوک الرمال» اثر نویسنده معاصر عراقی علی بدر روایتی تودرتو و چند لایه است که نویسنده با بهم ریختگی روایت تلاش میکند گوشهای از واقعیت تاریخ عراق را روایت کند. نظریه ژپ لینت ولت در روایتشناسی بر مبنای تقابل راوی و مخاطب با کنشگران شکلگرفته است و از نظر او هر روایت دو سطح دارد: یک سطح مربوط به کنشگران و کنش آنهاست و سطح دیگر که راوی و مخاطب در آن قرار دارند و این دو سطح کاملا از یکدیگر جدا هستند. در سطح کنشگران رویدادی در زمان گذشته (ماضی ساده) به وقوع پیوسته و تمامشده است و در سطح راوی و مخاطب که در زمان حال قرار دارند با یک انفصال (زمانی و مکانی) از گذشته درباره آنچه قبلا اتفاق افتاده است، صحبت میکنند. بر این اساس لینت ولت نظریه گونهشناسی روایی را مطرح کرد و آن را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺳﻪ وﺟﻪ دﻧﯿﺎی داستانی راوی، ﮐﻨﺸﮕﺮ و ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻗﺮار داد ﮐﻪ اﯾﻦ ﺳﻪ وﺟﻪ، ﺑﺮرﺳﯽ روﯾﮑﺮدﻫﺎی ﻣﺘﻌﺪد گونهشناسی را ﻓﺮاﻫﻢ میآورد؛ پژوهش حاضر سعی دارد تا با روش توصیفی- تحلیلی موقعیتهای روایی این رمان را برمبنای نظریه ژپ لینت ولت مورد بررسی و تحلیل قرار دهد تا روشها و شگردهای روایی علی بدر را در خلق این رمان و نیز اهداف وی را از این رویکردها استخراج و واکاوی کند و با تحلیل سطوح مختلف روایی این رمان، معانی پنهان در لایههای مختلف آن کشف و مخاطب با شیوه روایی علی بدر در این رمانآشنا شود.