واکاوی مضامین اجتماعی در شعر محمود درویش و قهّار عاصی مورد پژوهی مجموعههای شعری «لا تعتذرعما فعلت- کزهر اللوز او ابعد» و «تنها ولی همیشه- از آتش از ابریشم»(
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان وادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران.
doi
10.22103/jrl.2023.3746چکیده
شعر اجتماعی، بیشتر به بیان مشکلات، نیازمندیها و مسائل روزمرۀ زندگی در جامعه میپردازد. اینگونۀ شعری حاصل ارتباط مستقیم شاعر با جامعه است. شاعر سعی میکند تا از این رهگذر رخدادها و واقعیتهای عینی جامعۀ خویش را بازتاب دهد. شعر معاصر عربی و فارسی با تحولات عمدهای که در ساختار و مضامین آن رخداده است، در کنار دیگر مباحث بیشتر به دردها و رنجهای مردم میپردازد. محمود درویش و قهّار عاصی همچون دیگر شاعران معاصر از محیط و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان خویش تأثیر پذیرفتهاند. استبداد حاکم در این دو کشور این شاعران را وامیدارد تا آنان رسالت اجتماعی خود را بهخوبی ایفا کنند. گرچه شعر اجتماعی زیرمجموعۀ شعر پایداری است؛ اما ازآنجاکه این موضوع بخش زیادی از اشعار ایشان را به خود اختصاص داده است، در پژوهشی مستقل موردبررسی، تحلیل و واکاوی قرار گرفت تا نگاه و دیدگاه این دو شاعر آشکار شود. یافتهها نشان میدهد که مهمترین مضامین اجتماعی در اشعار این دو شاعر مشتمل است بر: همدردی با مردم، درد و اندوهِ آوارگان جنگ، غربت، امید به آینده و نوید صلح؛ همچنین رویدادهای سیاسی در زادگاه آنان و تفاوت محیطی تفاوت در نوع نگاه آنان را به دنبال داشته است.