بررسی الگوی کنشی نظریه گرماس در جهانهای موازی :مطالعه موردی رمان 1Q84 اثر هاروکی موراکامی

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس دانشکده علوم انسانی گروه زبان شناسی

2 دانشجو دکتری/ دانشگاه ازاد اسلامی تهران مرکز

doi
10.48308/clls.2023.103681
چکیده

از مهم‌ترین ویژگی‌های داستان پردازی پسامدرن و ادبیات فرا واقع، عدم قطعیت وجود شناختی یا در هم آمیختن مرز میان واقعیت و خیال است؛ زیرا برخلاف داستان مدرنیستی که درون مایۀ معرفت شناختی را برجسته می‌کند، داستان پسامدرنیستی درون‌مایۀ هستی شناسی را پررنگ می‌کند و این امر مستلزم مرز آشوبی‌های سطوح هستی شناسانه و به هم ریختن مرزهاست. هاروکی موراکامی نویسنده معاصر اهل کشور ژاپن است که در رمان‌های مختلفش به بیان مسائل گوناگون جهان معاصر علاقه دارد و در این راستا به بیان مطالب سورئالیستی و رازهای پنهان از شگفتی‌های دنیای اطراف می‌پردازد؛ تا جایی که خط سیر آثار او به ویژه داستان 1Q84 را می‌توان بر مبنای نوعی مکاشفۀ درونی با جهان‌های موازی دانست. در این پژوهش به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی داستان 1Q84 براساس الگوی کنشی گرماس مورد تحلیل قرار گرفته است و به تحلیل وضعیت روایت در رمان با توجه به الگوی تقابل‌های دوگانه و نیز زنجیرۀ روایی پرداخته‌ایم. تقابل میان جهان حقیقی و جهان موازی کنشگر اصلی داستان «آئومامه» را در موقعیت‌های تقابلی مختلفی قرار داده است. بر اساس نتایج به دست آمده در این جستار می توان گفت در داستان 1Q84 بر اساس الگوی کنشگی گرماس، کنشگر فاعل برای از میان بردن نقش کنشگر بازدارنده به خشونت (قتل) روی آورد. عامل اصلی روایت که در زنجیرۀ میثاقی - تعهد آئومامه برای مبارزه با خشونت و تنگو به عنوان نویسندۀ داستان دوم در جهان موازی، برای به پایان رساندن رمان شفیرۀ هوا- عامل اصلی روایت است.