کاوش روان شناسانۀ هویّت در رمان «النُوم فی حَقْلِ الکَرْز» از أزهر جِرجیس بر اساس نظریۀ جیمز مارسیا
نویسندگان
1 زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
3 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.30479/lm.2022.17635.3433چکیده
دستیابی به شناختی سنجشپذیر از هویّت، همواره از دغدغههای بنیادین علوم شناختی بوده است. امروزه با پیچیدگیهای ذهنی و رفتاری انسان معاصر، کاوشهای هویّتشناسانه به مسئلهای فراگیر در انسانشناسی تبدیل شده است؛ بهگونهای که رویکردهای مختلفی را ذیل "هویّت و انواع آن" به ظهور رسانده است. در این میان، روانشناسی به نام «جیمز مارسیا»، در ادامۀ دیدگاه «اریکسون» دربارۀ هویّت، با طرح دو متغیر "تجربۀ بحران" و "تعهدپذیری"، چهار وضعیت عملیاتی از هویّت دستهبندی میکند که عبارتند از: هویّت پراکنده، زودرس، ناتمام و موفق. در تئوری او که به "پایگاههای هویّت" مشهور است، هر یک از این مراحل، بر حسب برخورداری از عوامل تعیینکنندۀ "بحران" و"تعهد" از هم تمییز مییابند؛ رویکردی که با تحلیل رفتاری کنشها و نگرهها، ظرفیت مناسبی را برای رمانپژوهان در دستیابی به درکی روانشناختی از هویّت فراهم ساخته است. پژوهش حاضر میکوشد با بهرهجویی از مؤلفههای این رویکرد روانشناختی، هویّتیابی و نحوۀ دستیابی به آن را در رمان أزهر جرجیس به نام «النُوم فی حَقْلِ الکَرْز» که سوژههای انطباقپذیری با دیدگاه حاضر دارد، بررسی کند. از جمله دستاوردهای این جستار که بهصورت توصیفی تحلیلی فراهم آمده، ارتباط دوسویه و ناگسستنی مکان و فرد در پیشروی یا رکود و پسروی در پایگاههای هویّتی مارسیا است؛ مقولهای که نویسنده با روایتی چندلایه از جایگاه قهرمان داستانش در شهرهایی چون بغداد و اُسلو بر آن صحّه میگذارد. از دیگر نتایج قابلتوجه، همسویی خطوط چهارگانۀ داستان و پایگاههای هویّت مارسیا در تعداد شمارگان است که توجه ارادی نویسنده به این رویکرد را به شکل جدیتر تقویت بخشیده است.