چهرۀ مبارزه و انقلاب در رمان «سرخ سفید» اثر مهدی یزدانی‌خرّم با تکیه بر آرای لیندا هاچن

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور

3 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی-پیام نور-ایران

4 دکترای زبان و ادبیات فارسی-دانشگاه پیام نور-ایران

doi
10.22103/jrl.2023.3752
چکیده

تاریخ، دوره‌ای از درک مناسبات اجتماعی و فرهنگی میان تمام جوامع انسانی است. در عصری که ارتباطات در تقابل انزوای جوامع قرارگرفته و برنامه‌ریزی قدرت‌های جهان برای ساده‌سازی روابط اجتماعی و به حداکثر رساندن عناصر سازندۀ یک جامعۀ منسجم است. تاریخ یک جامعه، در ادبیات و هنر به‌گونه‌ای تحول ایجاد نموده است که خط مرزی میان زمان خطی و سیر روایت را می‌شکند و مخاطب با گره‌خوردگی آن همراه می‌شود. رمان سرخ سفید از جمله رمان‌های تاریخی است که در قالب فراداستان تاریخ نگارانه نوشته شده است. نویسنده در این داستان فضای اجتماعی ایران را بعد از انقلاب به تصویر کشیده است. رنگ مبارزه و دیانت در شخصیت‌های داستان بسیار پررنگ و چشمگیر است. این مقاله که با روش تحلیل محتوا و به صورت کتابخانه‌ای نوشته شده، رمان سرخ سفید را بر اساس آرای لینداهاچن بررسی نموده و در پایان به این نتیجه رسیده است که رمان با تکیه بر خرده‌روایت‌ها و شخصیت‌های خیالی در کنار شخصیت‌های حقیقی در جست و جوی شکافی است که در تاریخ انقلاب گم شده است.