تحلیل مفهومی"هل کان حٌبّاً" اثر بدرشاکرسیّاب با تأکید بر قوس هرمنوتیکی پل ریکور

نویسندگان

1 عضوهیات علمی دانشگاه میبد

doi
10.30479/lm.2023.17167.3503
چکیده

آگاهی و به‌کارگیری روش‌های نوین ارائه‌شده در فلسفۀ زبان، نقش مؤثری در دریافت بهتر پیام متن دارد. یکی از آنها توسط پل ریکور ارائه شده ‌است. روش او با قوس هرمنوتیکی، از سه بخش: تبیین معنا، فهم و به‌خود اختصاص‌دادن، شکل می‌گیرد. از آنجا که قصیدۀ "هَل کانَ حُبّاً" به‌خوبی باآن قابل‌تطبیق است و زیبایی‌های ادبیش از تخیلات شاعرانه و تشخیص و غیره را در هر سه بخش به نمایش گذاشته، لذا نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به پیاده‌سازی این مدل فهمی در اثر بدر شاکرالسیّاب، شاعر مشهور عراقی در قرن بیستم پرداخته تا بتواند به شناخت هستۀ ‌اصلی شعر (پلات) دست یابد و همچنین وجوه نامحسوس متن، از سه جهت، به‌صورت جداگانه در قالب آن بررسی و تحلیل شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که شاعر از عناصر طبیعت ساکن و متحرک سخن گفته، همچنین از کلمات ایستا معنا و ساده کمتر استفاده نموده و معانی غایب را از رهگذر استعاره‌ها و مجازها ارائه نموده ‌است. نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش نیز حکایت از آن دارد که شاعر در اثر خود با سبک سوال و جواب، شعر را به روش محاوره‌ای درآورده تا از این طریق نظرات خود را از نقاب به سایه برون اندازد. بر این اساس، ‌اوزان شعری معمول در مقابل زبانش خاضع شده‌ است. همچنین شخصیت و عاطفۀ انسانی برای وصال و زمزمۀ سرود عشق در شعر وی نمایان گشته ‌است. البته در اثر بدر شاکر می‌توان گفتمان‌های اجتماعی و فرهنگی متناسب با آن را نیز شاهد بود که با روش روساخت در ساختارگرایی قابل‌تحلیل است.