بررسی استعارههای مفهومی در روایتهای مردانه از دفاع مقدّس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد بوشهر ، دانشگاه آزاد اسلامی
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، بوشهر، ایران
doi
10.22103/jrl.2022.3489چکیده
از دو دهۀ گذشته بدین سو، رویکردهای شناختی به مسئلۀ زبان و ادبیات، ماهیّت و بهتَبَع آن کارکرد متفاوتی برای استعاره قائل شدهاند که بر پایۀ آن، استعاره تنها یک آرایۀ ادبی یا یکی از صورِ خیال نیست؛ بلکه فرایندی فعال در نظام شناختی بشر محسوب میشود. اهمّیت استعاره فقط در کاربرد واژه، عبارت یا جمله نیست؛ بلکه هر استعارهای یک مدل فرهنگی در ذهن ایجاد میکند که زنجیرۀ رفتاری بر اساس آن برنامهریزی میشود. از این دیدگاه، استعارۀ مفهومی یا شناختی برحسب نیاز بشر به درک و بازنمایی پدیدهها و با تکیه بر ساخت واژهها و اطلاعات قبلی شکل میگیرد و در جریان تفکر، نقش مهمی ایفا میکند؛ بنابراین تعاریف، استخراج و بررسی این نوع استعارهها از هر متنی سبب میشود که درک ما از جهان ذهنی گوینده، دقت و عمق یابد. نویسنده در این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانهای به بررسی استعارههای مفهومی و طرحوارههای فرهنگی در روایتهای مردانه از دفاع مقدّس پرداختهاست. نتایج پژوهش بیانگر آن است که در آثار دفاع مقدّس بهعنوان نمونهای از شعر و نثر معاصر، انواع استعارههای مفهومی با حوزههای مبدأ و نگاشتهای مشخص یافت میشود که قدرت تخیّل و عیار تفکر انتزاعی شاعران و نویسندگان اینگونه آثار را مشخص میکند. محقق در پی پاسخگویی به این پرسشهاست که چگونه میتوان تفاوت مفهومسازیهای مردانه از جنگ را در قالب نظریۀ استعارۀ مفهومی و طرحوارهها بررسی کرد؟ و در شکلگیری استعارههای مفهومی در روایتهای مردانه از چه حوزههای مبدأ استفاده شدهاست؟