اثر کربنات کلسیم و قدرت یونی بر جذب سطحی بور در خاک‌های آهکی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد خاکشناسی دانشگاه تربیت مدرس

2 استادیار گروه خاکشناسی دانشگاه تربیت مدرس

3 استاد گروه خاکشناسی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22092/ijsr.2010.126614
چکیده

بور (B) یکی از عناصر ضروری برای رشد گیاهان است. بور موجود در محلول خاک و بور جذب سطحی شده منابع کوتاه و دراز مدت تأمین بور برای گیاهان هستند. بور جذب سطحی­شده در خاک عاملی است که غلظت تعادلی و در نتیجه سمیت و یا کمبود بور در خاک را کنترل می­کند. با توجه به اهمیت فرآیندهای جذب سطحی و رهاسازی در رفتار بور در خاک، همدماهای جذب سطحی آن در پنج نمونه خاک با مقادیر متفاوت کربنات کلسیم معادل (0 تا 85 درصد) اندازه گیری گردید. داده­های آزمایشی با معادله های خطی و غیر خطی لانگمویر، فروندلیچ، توث و لانگمویر-فروندلیچ توصیف گردید. تفسیر نتایج نشان داد که معادله لانگمویر بهترین معادله برای توصیف داده­ها است. داده­های آزمایشی و پیش­بینی معادله لانگمویر نشان داد که جذب سطحی بور در خاک در مقایسه با سایر اکسی آنیونها به طور نسبی ضعیف است. حداکثر جذب سطحی () بور در نمونه­های خاک 1 تا 3 میکرومول بر گرم خاک محاسبه گردید. بررسی رابطه بین حداکثر جذب سطحی بور با خصوصیات خاک نشان داد که میزان جذب تابع ساده­ای از خصوصیات خاک نیست، بلکه میزان آن برایندی از اثر خصوصیات مختلف خاک نظیر pH، بافت، میزان کربنات­ها و اکسیدها است. در بین خصوصیات خاک، میزان آهک فعال رابطه مستقیمی با میزان جذب بور نشان داد. حذف کربنات کلسیم از یکی از نمونه های خاک (با 18 درصد کربنات کلسیم معادل و pH 4/7) و اندازه گیری مجدد همدمای جذب سطحی بور در آن نشان داد که با حذف آهک خاک، حداکثر جذب سطحی بور 35 درصد کاهش می یابد. همچنین بررسی اثر سه سطح قدرت یونی 01/0، 1/0، و 5/0 مولار کلرید سدیم بر جذب سطحی بور در یکی از نمونه های خاک نشان داد که حداکثر جذب سطحی بور با افزایش قدرت یونی از 01/0  به 1/0 و 5/0 مولار به ترتیب حدود 24% و 71% افزایش می­یابد. اثر قدرت یونی بر فرآیند جذب سطحی بور احتمالاً ناشی از افزایش بارهای سطحی وابسته به pH کانی­ها و کاهش ضخامت لایه دوگانه الکتریکی می باشد.