اثرات تغییر تناوب های زراعی گندم- آیش و گندم - نخود به کشت ممتد گندم بر خصوصیات فیزیکی مرتبط با فاکتور فرسایش پذیری خاک

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فیزیک و حفاظت خاک، دانشگاه تبریز

2 عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز

3 عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات کشاورزی دیم مراغه

4 عضو هیأت علمی دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز

doi
10.22092/ijsr.2010.126629
چکیده

برای مطالعه اثرات تغییر تناوب­های زراعی متداول به کشت ممتد گندم بر فاکتور فرسایش پذیری خاک (K) در اراضی دیم کشاورزی، سه سری خاک سهند (فلونتیک هاپلوزربتس)، رجل آباد (تیپیک کلسیزرپتس) و داراب (کلسیک هاپلوزرپتس) در دیمزارهای منطقه مراغه- هشترود انتخاب گردید. سه تیمار تناوب زراعی شامل: کشت ممتد گندم (T1) گندم- نخود (T2) و گندم- آیش (T3) به مدت پنج سال زراعی از پاییز سال 1382 تا تابستان 1387 در مکان­های مورد نظر اعمال شدند. خرداد سال 1387 نمونه­های دست­خورده و دست­نخورده از مزارع تهیه شد. در نمونه­های تهیه شده، یکسری از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک مانند کربن آلی (OC)، آهک (CCE)، جرم مخصوص ظاهری (Db)، پایداری خاکدانه­ها (WAS)، سرعت نفوذپذیری (IR) و بافت اندازه­گیری شد. فاکتور فرسایش پذیری خاک با استفاده از رابطه رگرسیونی ارائه شده و پارامترهای اندازه­گیری شده، برآورد گردید. شاخص  WASدر T3 (%54/71) به طور معنی­داری (05/0P<) بیشتر از T1 (% 89/58) و T2 (%24/59) و مقدار IR در T1 (cm hr-1 01/2) به طور معنی­داری (05/0P<) کمتر از T2 (cm hr-1 89/4) و T3 (cm hr-1 27/5) بود. فاکتور فرسایش­پذیری خاک به صورت معنی­داری (05/0P<) درT1  ( t h MJ-1 mm-100681/0) نسبت به T2 ( t h MJ-1 mm-1 00299/0) و T3 ( t h MJ-1 mm-1 00223/0) افزایش یافت. تیمارهای تناوب زراعی تأثیر معنی­داری بر مقادیر OC، CCE و Db نداشتند. بر اساس نتایج بدست آمده، تغییر تناوب­های زراعی گندم- آیش و گندم- نخود به کشت ممتد گندم در مزارع مورد مطالعه، سرانجام به افزایش روانآب و فرسایش خاک منجر شده و بنابراین اقدام درستی به نظر نمی رسد.