بررسی طرحواره فرآیند عاطفی گفتمان در رمان «مرافئ الحب السبعة» اثر علی القاسمی (براساس نظریه نشانه-معناشناختی گرمس)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه میبد، میبد، ایران
doi
10.30479/lm.2022.17664.3442چکیده
نشانهمعنی شناسی عاطفی، شیوه نقد ادبی است که پس از نشانهشناسی ساختگرا با هدف بررسی چگونگی شکلگیری عواطف و ارتباط آن با درک انسان از محیط پیرامونیاش به وجود آمد. در همین راستا طرحواره فرآیند عاطفی ازسوی گرمس مطرح شد. این طرحواره شامل پنج مرحله تحریک عاطفی، توانش، شوش، هیجان و ارزیابی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی زنجیره حالات عاطفی در رمان مرافئ الحب السبعه با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی و از رهگذر مطالعه منابع کتابخانهای به رشته نگارش درآمده است. در این اثر، شوش عاطفی تحت تأثیر مفهوم فلسفی نیستی است که از منظر نشانه معنیشناسی از آن به غیاب تعبیر میشود. بنابراین طرحواره فرآیند عاطفی داستان بر اساس حضور سوژه و غیاب وطن شکل گرفته است. یافتههای پژوهش، نشان میدهد، اولین مرحله طرحواره فرآیند عاطفی داستان، عاطفه ترس است که تحت تأثیر آن، کنش مهاجرت شکل گرفته است. شوش دلتنگی، تحت تأثیر اقامت طولانی در سرزمینی بیگانه هویت عاطفی سوژه را شکل داده است و تداوم این وضعیت، درخودماندگی او را به همراه داشته و به همین خاطر او کمترین فشاره عاطفی را تجربه کرده است. از آنجا شگرد پیشتنیدگی و کنش مهاجرت سبب خلاصی سوژه از این حس نشد؛ در مرحله ارزیابی طرحواره عاطفی داستان که مبتنی بر تغییر موضع و دیدگاه سوژه است، عاطفه انتظار جایگزین حس غربت شده است.