خوانش فلسفی «مفرد بصیغة الجمع» آدونیس براساس فلسفه زمان برگسون

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری

3 دانشجوی دکترای تخصصی رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.30479/lm.2023.17832.3459
چکیده

چکیدههانری برگسون، فیلسوف شهودگرای فرانسوی، تقریبا تمام فلسفه خود را حول محور زمان واقعی متمرکز کرده و با مطرح نمودن زمانی مستمر و عمواره در جریان و خارج از محدودیت‌های مکانی-زمانی با عنوان «duration» (دیرند)، که توان توجیه هستی سیال را دارد، کوشید تا حقیقت این مفهوم را تبیین کند. در ادبیات عربی، «آدونیس» به‌عنوان یک شاعر سوررئال که اتفاقا با فلسفه غرب به طور عام و فلسفه برگسون به‌طور خاص آشنا بوده، تلاش کرده زمان را در مفهوم امتداد و پیوستگی مطرح کند و از آن برای بیان خیزش مستمر حیات استفاده نماید. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و با هدف خوانشی برگسونی از دیوان «مفرد بصیغة الجمع» انجام شد؛ یافته‌های پژوهش نشان داد تلاش آدونیس برای خارج کردن زمان از ابعاد عرفی و بیرونی آن به‌ شدت تداعی‌کننده فلسفه زمان برگسون و مولفه‌های آن است: در رابطه با «اصالت حرکت»، آدونیس با محوریت قرار دادن وجود خود، سعی در شناخت حقایق جهان دارد و به مانند برگسون سیلانی را که در درون خود احساس می‌کند، به تمام پدیده‌ها تسرّی می‌دهد؛ در این قصیده، شاعر به آنچه در مراحل مختلف زندگی‌اش سپری کرده، نظر می‌کند و این مهم را به کمک قوای تخیّل خود که در تعبیر برگسون همان «خاطره ناب» است، محقق می‌کند و در نهایت، آدونیس همانند برگسون راه درک حقیقت و تجربه حرکت اصیل و خاطره ناب را «درک بدون واسطه» آنها و خروج از تعیُنات می‌داند.کلمات کلیدی: خوانش فلسفی، فلسفه زمان، دیرند، برگسون، آدونیس، مفرد بصیغة الجمع.