مؤلفه‌های کارناوال در رمان سیدات القمر جوخه الحارثی بر اساس نظریه باختین

نویسندگان

1 دانشگاه الزهرا

doi
10.30479/lm.2023.17507.3423
چکیده

میخاییل باختین (1895) در بررسی خصوصیات نثر رمانگرا که بستری مناسب برای ایجاد فضایی چند صدایی و مقابله با تک سویگی و اقتدار طلبی در فرهنگ هر جامعه است، به مفهوم کارناوال دست می‌یابد. رمان از نظر باختین مانند کارناوال‌های قرون وسطا جایگاهی برای همگرایی صداهای فرادست و فرودست جامعه و به هم ریختن سلسه مراتب و گفتمان‌های غالبی می‌باشد. او در دل طرح کارناوال‌گرایی مقولاتی مانند دیگر بودگی، چند صدایی، رئالیسم گروتسک، کرونوتوپ، خنده مرگ، طنز و … را مطرح می‌کند و رمان را دارای ظرفیت ایجاد شبکه‌ای از این مفاهیم می‌داند. جوخه الحارثی(1978) نویسنده زن عمانی در رمان سیّدات القمر(بانوان ماه) با طرح داستانی چند لایه از زندگی مردم عمان بخصوص زنان و بردگان در دوران برده‌داری و تغییرات بنیادین اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در این کشور، جهانی کارناوالی خلق کرده که بسیاری از گفتمان‌های غالب و هنجارهای برساخته را به چالش می‌کشد. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیلی به بررسی مؤلفه‌های کارناول در این رمان بپردازد. نتایج حاکی از آن است که عواملی چون خلق شخصیت‌های متعدد از طبقات مختلف، همچنین بهره‌گیری از مؤلفه‌های انگاره گروتسک مثل اغراق و برهم زدن هنجارهای اجتماعی و خنده رابله‌ای و نیز به هم آمیختگی مرگ و زندگی باعث شده که اندیشه‌های مختلف در فضایی گفتگومند از صدایی یکسان و خارج از قدرت نویسنده برخوردار باشند.