تحلیل گفتمان رمان «الجازیة و الدراویش» عبد الحمید بنهدوقة از منظر عنصر انسجامی تکرار (براساس نظریهی هالیدی و حسن)
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه یزد
2 گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه یزد
3 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده زبان و ادبیات. دانشگاه یزد: ایران
4 عضو هیات علمی دانشگاه یزد
doi
10.30479/lm.2021.14406.3129چکیده
انسجام، پیوندی ارگانیک میان اجزای یک متن است که آن را به صورت یک گفتمان در میآورد. این نظریه را نخستینبار هالیدی و حسن در سال 1976م مطرح کردند. از دیدگاه این دو زبانشناس، ارجاع، حذف، جایگزینی، ادات پیوندی و انسجامواژگانی، عوامل ایجادکننده انسجام هستند. انسجامواژگانی شامل دو گونة تکرار و همآیی است. تکرار یکواژه به صورتهای لفظی و معنایی علاوه بر ایجاد پیوستگی میان جملههای متن، سبب برجستگی آن واژه در متن میشود. این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی و با هدف بررسی کارکرد عامل انسجامی تکرار در ایجاد پیوند در متن رمان الجازیة و الدراویش و برجستهسازی موضوع آن، انجامشده و پس از تحلیل دادهها دریافته که نویسنده با کاربرد عنصر تکرار- 2.505 گره انسجامی- ضمن ایجاد پیوندی محکم میان الفاظ و معانی، ایدئولوژی مدنظرش را ابراز نمودهاست. بسامد بالای تکرار مستقیمِ واژگان محوریِ مجموعة رمان و هر قسمت از آن، موضوع اصلی الجزایر و اسلام و موضوعهای فرعی نه به شرق و غرب و کنارهگیری مهاجران بازگشته به وطن را برای رمان محوریت بخشیده و تکرار جزئی، ترادف و شبهترادف در مرتبة بعدی علاوه بر ترسیم قدرت نویسنده در استفاده از واژگان متعدد، موضوعات جانبی ولی مؤثّر در فهم گفتمان رمان را برجستهنمودهاست. واژگان شامل در بروز گفتمان رمان نقش زیادی ندارد.