مسخ اثر فرانتس کافکا، استعاره از یک واقعیت اجتماعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.52547/clls.18.27.145
چکیده

مسخ برجسته‌ترین اثر کافکا (1833 – 1924) و از بحث ‏برانگیزترین داستان‌های معاصر اروپا در قرن بیستم است. این داستان که پس از انتشار (1915) توجه منتقدان را به خود جلب کرده و از زوایای گوناگون بررسی شده، اتّفاقی خیالی را در بستری از واقعیت‌های اجتماعی، در روزگاری روایت می‌کند که تحولات سیاسی، اجتماعی اروپا به شکل‌گیری جامعه‎ ی صنعتی انجامیده است؛ جامعه‌ای که در کنار مزیت‌هایش، خواه‌ناخواه پیامدهای ناخوشایندی نیز به دنبال داشت. این پژوهش درصدد است تا با بررسی اوضاع و احوال اجتماعی و اقتصادی اروپا در اوایل قرن بیستم، بر پایه فرضیۀ گونتر آندرس(Gunter Andres) نشان دهد که حشره‏ ی عظیم‌الجثه ‏ی داستان مسخ، استعاره‌ای است که از یک‌سو به معنای مصطلح و متعارفش در داستان ظاهر شده و ویژگی‌های واقعی یک حشره را دارد و از سوی دیگر بنا بر قراین مستخرج از متن، یکی از آسیب‌های جامعۀ مدرن و صنعتی شده را بازنمایی می‏کند و استحاله‏ ی انسان به حشره را برابر با وضعیتی انسانی در جامعۀ بورژوازی قرار می‏ دهد.

کلیدواژه‌ها