تحلیل شعر پایداری فرّخی یزدی از منظر نظریۀ شعر غنایی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
10.22103/jrl.2021.2827چکیده
فرخی یزدی را باید مهمترین شاعر غزل سرای عصر مشروطه نامید که این قالب شعری را در خدمت بیان اندیشههای پایداری خود قرار داد. با توجه به این که در شعر پایداری، مسائلی مانند تعهد و التزام و بیان مسائل اجتماعی یک دورۀ تاریخی با زبانی صریح مطرح است و از سوی دیگر در شعر غنایی مفاهیم و اندیشهها در خدمت بیان عواطف شخصی شاعر قرار دارد پرسش. اصلی مقاله این است که فرّخی یزدی چطور توانسته است از طریق شعر غنایی به بیان مضامین پایداری بپردازد. این مقاله از طریق تحلیل ساختاری گزاره های شعری فرّخی یزدی به نقد کاربرد مفاهیم پایداری در زبان شعر این شاعر میپردازد. انتخاب قالب غزل با حفظ قراردادهای زبانی و محتوایی آن برای بیان مفاهیم پایداری، بهرهگیری از مؤلفههای مختلف زبان غنایی و کارکردهای عاطفی زبان و آمیختن مفاهیم پایداری با قلمرو احساسات شخصی از مهمترین مؤلفههایی است که فرّخی برای بیان مفاهیم پایداری در زبان شعر بهره برده است. در شعر سیاسی - غناییِ فرّخی فعالیتها و کنشهای سیاسی شاعر از انفعالات نفسانی او متأثر میشود و با تجربۀ عاطفی و احساسی او میآمیزد. در این نوع اشعار غالباً منِ شخصی شاعر محور اصلی ساختار نحوی شعر است. نبود آزادی مایۀ درد و رنج و اندوه شاعر است.