بازخوانی انتقادی آرای ژیلیو در اعتبارسنجی تفسیر روایی سدة نخست هجری

نویسندگان

1 دانشیار علوم قرآن و حدیث، پردیس فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانش‌آموختة دکتری مدرسی معارف اسلامی، پردیس فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشیار علوم قرآن و حدیث، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران

doi
10.22054/ajsm.2019.36646.1470
چکیده

آغاز تفسیر از جمله مباحث مهمی است که در تاریخ تفسیر بدان توجه شده‌است. خاورپژوهان هم توجه ویژه‌ای به این مسئله دارند. قسمتی از مقالة «تفسیر در دوران صدر اسلام و سده‌های میانه» اثر ژیلیو، خاورپژوه معاصر، دربارة آغاز تفسیر و اعتبارسنجی آن است. در این اثر، ژیلیو پیشینة تفسیر روایی دورة نخستین را به طور ویژه بررسی کرده‌است. از دیدگاه او، دوران نخستین تفسیر روایی به صورت شفاهی و مکتوب عبارتند از: 1ـ تفسیر پیامبر(ص) که نقطة عزیمت است. 2ـ تفسیر صحابه که دَه تن از آنان جزو مفسران مشهور هستند. 3ـ تفسیر تابعان که مثل دورة صحابه، دَه تن از آنان جزو مفسران مشهورند. 4ـ آغاز نگارش تفسیر که متأخر از سه دورة پیشین است. ژیلیو معتقد است تفسیر سه دورة اول، دورة شفاهی تفسیر بوده که مصادف با سدة نخست هجری است و از نظر کمیت روایات تفسیری و کیفیت طرق آن‌ها اعتبار چندانی ندارد. همچنین، از دیدگاه او، تفسیر دورة چهارم، یعنی دورة کتابت تفسیر روایی، از سدة دوم آغاز می‌شود. از این رو، اعتبار تفسیر روایی از نظر مکتوب بودن نیز ضعیف است. اما بر اساس منابع اسلامی، تفسیر روایی دوران نخستین، برخلاف دیدگاه ژیلیو ویژگی‌های زیر را دارد: 1ـ تفسیر شفاهی که شامل سه دورة اول است، از نظر کمیت روایات، تعداد راویان و طرق روایات، وسیع‌تر و موثق‌تر از آن چیزی است که ژیلیو ادعا میکند. 2ـ زمان شروع تفسیر مکتوب روایی به قبل از سدة دوم، یعنی سدة نخست بازمی‌گردد.