طرحوارههای زن در داستان کودک «أمیرة القصر الذَهَبی» محمد عطیة الإبراشی
نویسندگان
1 دانشگاه کوثر بجنورد
2 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه کوثر بجنورد
3 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.30479/lm.2021.15272.3226چکیده
زن و نقش آن در ادبیات یکی از موضوعاتی است که بسیار مورد توجه نویسندگان است. از عرصههای حضور زن میتوان به ادبیات داستانی کودک اشاره نمود. بررسی طرحوارههای زن در ادبیات کودک، از آن حیث که کودکان با خواندن داستان با جامعه و نقشها و طرحوارههای اجتماعی و واقعیتهای اطرافشان آشنا شده و با شخصیتهای داستان هم ذات پنداری کرده، اهمیت وافری دارد. داستان «أمیرة القصر الذَهَبی» اثر محمد عطیة الإبراشی، بهعنوان نمونهای از ادبیات داستانی کودک، با هدف بررسی طرحوارههای زن مورد بررسی قرار گرفت. لذا بررسی توصیفی- تحلیلی این داستان نشان میدهد که زنان در متن حضور کمرنگی داشته و مردانه نویسی به وضوح در متن دیده میشود و داستان حول شخصیتهای مرد میچرخد. شخصیتهای زن در داستان با طرحوارههایی منفی به تصویر کشیده شدهاند؛ که میتوان به طرحوارههایی چون زیبایی و دلربایی زن، شیء انگاری و به حاشیه راندن زن، نادیده انگاری و نگاه افراطی زن به طلا اشاره کرد. محمد عطیة الإبراشی با بیان عقاید قدیم و مردسالارانه در قالب طرحوارههای منفی، عمداً یا سهواً طرحوارههای ذهنی خود را بهگونهای غیرمستقیم به مخاطبان خود میآموزد و ازآنجاییکه این طرحوارهها، غالباً منفی بوده، تأثیری سوء بر فکر و اندیشه کودک داشته که غیرقابلجبران خواهد بود.