چالش انتقال فرم و محتوا در ترجمۀ ادبیات غنایی با استناد به ترجمۀ یک غزل حافظ از فریدریش روکرت

نویسندگان

1 عضو هیات علمی

doi
10.52547/clls.17.25.75
چکیده

وقتی در ترجمۀ ادبیات غنایی از دغدغۀ انتقال فرم و محتوا سخن به میان می‌آید، در وهلۀ نخست این سؤال مطرح می‌شود که چه ظرفیت‌ها و توانمندی‌هایی در زبان مقصد برای انتقال این مهم نهفته است؟ آنچه راه فریدریش روکرت را برای انتقال فرم و محتوای غزلیات حافظ (حداقل به صورت نسبی) فراهم کرد، این است که او قبل از اقدام به ترجمه، برخی از مجموعه اشعار خود را به سبک فرم شعری غزل سروده و با وارد کردن آن به زبان آلمانی، ظرفیت و توانمندی لازم را به ادبیات آلمان بخشیده بود. تثبیت فرم غزل در زبان آلمانی، این توانایی را به او داد که همزمان به عنوان مترجم و ادیب (شاعر) در ترجمه‌های خود به توفیق نسبی در انتقال فرم و محتوای شعر زبان مبدأ دست یافته و تفکر نوینی از چگونگی انتقال فرم از زبان مبدأ به مقصد به یادگار نهد. این تفکر نقش مهمی در تحقق شعار او "شعر جهانی آشتی جهانی است" داشته و در راستای ایدۀ ادبیات جهانی قرار داشت.