رویکرد تاریخگرایی نو در خاطرات شفاهی (مطالعۀ موردی: خاطرات عزّت شاهی)
نویسندگان
1 گروه زبان وادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت
2 عضو هیات علمی
3 دانشگاه گیلان
doi
10.22103/jrl.2010.2603چکیده
تاریخگرایینو یکی از رویکردهای بینارشتهای است که برای نشان دادن لایههای پنهان وقایع، تاریخ را به عنوان متن مورد توجه قرار میدهد. خاطرات عزّت شاهی، روایتی از پایداری و مبارزه فردی است که مورد اعتماد بسیاری از گروههای مبارز علیه رژیم پهلوی بود. در این روایت تاریخی، تعامل و تقابل گفتمان حاکمیت و بازتولید شبهگفتمانهای رقیب در سه مقطعِ پیش از زندان، درون زندان و پس از پیروزی انقلاباسلامی نشاندادهشده است. در این پژوهش با رویکرد تاریخگرایینو، اثر مذکور را در دو تقسیمبندی کلان و خُرد و شش سطح جزئیتر مورد بررسی قراردادهایم. یافتهها نشان میدهد این اثر در حوزه تاریخ شفاهی انقلاباسلامی با نگرشی جزئینگر ضمن تقسیمبندیگفتمانی، به توصیف کیفیت سیطره و تشتت حاکمیت، قدرت و افول درونگروهی نیروهای معارض و درنهایت چند پـارگی جامـعة ایـرانـی در دو دهة چهل و پنجاه مـیپردازد.راوی برای صورتبندی مناسبات ایدئولوژیک قدرت به شرح رفتارهای سیاسی خردهگفتمانهای متنازع میپردازد. اینکتاب با بهرهگیری از اسناد تاریخیدرون متنی و انضمامی (توضیحاتتدوینکننده) نشانهها وکیفیت شکلگیری قدرت رابیان میکند.در بخش دیگر این پژوهش ضمن مثالهایی تضاد، دوگانهگویی، پوشیدهگویی و محدودیتهای ایدئولوژیکی قدرتهای متنازع در بافت متن نشان داده شده است.