رده بندی شناختیِ مثل‌های مبتنی بر شناخت اجتماعی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان‌شناسی رایانشی، دانشگاه تهران. ایران

doi
10.30473/sc.2020.51763.2511
چکیده

موضوع پژوهش‌های شناخت اجتماعی بررسی چگونگی راه‌های ضبط، استفاده، و تفسیر آن دسته از اطلاعات است که درخصوص جهانِ اجتماعی می‌باشد. یکی از رهیافت‌های غیرمستقیم برای ورود به علوم شناختی، زبان است. در هر زبان و فرهنگ، ضرب‌المثل‌ها هم رابط اجتماعیِ بینانسلی می‌باشند و هم رابط اجتماعی درون‌نسلی؛ بنابراین از شاخص‌های مناسب برای مطالعاتِ درزمانی و همزمانیِ شناخت اجتماعی به شمار می‌آیند. این پژوهش در پی آن است که با استفاده از روشی تحلیلی_توصیفی نشان دهد: متناظر با هر الگوی شناختیِ پردازش، ضرب‌المثل‌های فراوانی در زبان وجود دارند که صریحا از طریق برجسته کردن الگوی شناختیِ مذکور یا به تأیید آن الگو اصرار می‌ورزد، یا به تکذیبش. بنابراین اگرچه آوردگاه طرحواره‌ها و شناختارها مخفی‌گاهی به نام ناخودآگاهِ فردی است اما فرهنگ جمعی، بسیار پیش‌تر از نظریه‌پردازان علوم شناختی، آنها را به پهنۀ توجهِ شناخت‌شناسانه و خودآگاهانه‌اش آورده است. مسئلۀ پژوهش چگونگی نقش‌آفرینی ضرب‌المثل‌ها است در انتقال الگوهای پردازش از سطح ناهوشیارِ فردی به سطح هوشیار جمعی. نگارندگان درخصوص امثال زبان فارسی و نیز امثال زبان‌های دیگر تا کنون پژوهشی مشابه را رؤیت نکرده‌اند. زمینۀ تحقیق زبان فارسی است اما ازآنجاکه اثبات شی نفیِ ماعدا نمی‌کند، عالَمِ ســــخنِ تحقیق می‌تواند هر زبان یا گویش دیگری نیز باشد. گردآوری داده‌ها به روش هدفمند صورت گرفته است. خلاء التفاتِ بسنده به کاربرد علوم شناختی در پژوهش‌های ادبی، و متقابلا کم‌توجهی علوم شناختی به ظرفیت‌های ادبیات عامه، بر ضرورت این پژوهش صحّه می‌گذارد. حُسن استفاده از فرهنگ عامه، به‌عنوان شاهدی برای نظریات شــــــناختی، در این است که آزموده-شوندگانش طبیعی‌اند، نه آزمایشگاهی.