نام‌شناسی از منظر زبان‌شناسی شناختی اجتماعی با تأکید بر بافت کاربردی

نویسندگان

1 استاد، زبان‌شناسی، دانشگاه پیام نور

2 استادیار زبان شناسی دانشگاه پیام نور

3 دکترای زبانشناسی و پژوهشگر دوره پسادکتری زبان ‌ شناسی دانشگاه پیام نور

doi
10.30473/sc.2021.57925.2660
چکیده

نام‌شناسی شاخه‌ای از زبان‌شناسی، یا از نظر کریستال(2008) شاخه‌ای از معناشناسی است. نام شناسی را از منظرهای متفاوتی مورد مطالعه قرار داده‌اند. این مقاله با معرفی رویکرد زبان‌شناسی شناختی اجتماعی، که خود ادامة منطقی رویکرد زبان‌شناسی شناختی و زبان‌شناسی اجتماعی است، به حوزة نام‌شناسی می‌پردازد. نام‌شناسی شـناختی اجتماعی را می‌تـوان زیرمجموعة زبان‌شناسی اجتماعی شـناختی به شـمار آورد کـه درک کاربرد-بنیـاد از زبـان، تنـوع درون-زبانـی و بینا‌زبانـی، مقوله‌بنـدی و سـرنمون‌ها، الگـوی فرهنگـی، معنـای اجتماعـی و اثـر متقابـل زبـان، فرهنـگ، و ایدئولـوژی، جـزء مفهوم‌هـای بنیادیـن آن هسـتند. البته باید اذعان داشت که اکثر مطالعات انجام شده در حوزة زبان‌شناسی شناختی، و حوزة جدیدتر و کمتر مطالعة شدة زبان‌شناسی شناختی اجتماعی، در حوزة مفهوم‌شناسی هستند. لیکن به اذعان پژوهش‌گران این حیطه، تغییر زاویة توجه از مفهوم‌شناسی به سوی نام‌شناسی از تحولات ضروری و اجتناب ناپذیر در زبان‌شناسی شناختی و زبان‌شناسی شناختی اجتماعی است. هدف این مقاله، با استفاده از روش پژوهش اسنادی، تلاشی در راستای ادامة این برنامة پژوهشی است که توسط زندی و احمدی(1395) آغاز شده است؛ با این تفاوت که، مقالة حاضر بیشتر به مطالعة اسامی عام که نمایندة یک مقوله هستند توجه دارد. مقالة حاضر چشم‌انداز دیگری را هم در این بحث می‌گشاید و آن تأکید بر رویکرد کاربرد-بنیاد در نام‌شناسی است. در تعبیر کاربردشناختی، نام‌شناسی به مطالعة انتخاب‌های واقعی واژگانی از میان مجموعة عبارات می‌پردازد و سؤالی که مطرح می‌کند این است که چه عواملی بر انتخاب یک عبارت خاص تأثیرگذار می‌باشند. این مقاله چنین نتیجه‌گیری می‌کند که انتخاب واژة مناسب برای یک مدلول خاص تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که در این میان نقش بافت از اهمیت فراوانی برخوردار است.