بازتاب طرحوارههایِ تصوری مفهومسازِ مرگ و بیماری در رمان "لا طریق إلى الجنة" اثر حسن داوود
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه لرستان
2 عضو هیئت علمی
3 دانشیار گروه زبانشناسی،دانشکده ادبیات فارسی وزبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران،
doi
10.30479/lm.2021.14676.3162چکیده
مرگ برای تمام جانداران و نیز انسان پدیدهای محتوم است و در ذهن بشر تصوری مبهم دارد. انسان بهواسطۀ تفکر و خیال، نگرش و برداشت خاصی نسبت به این مفهوم دارد. مفهوم بیماری نیز در تعاملی تنگاتنگ با مفهوم مرگ و دارای رابطهای علّی - معلولی با آن است. در زبانشناسی شناختی این عقیده وجود دارد که زبان و از جمله زبان ادبی، نمود و تجلیگاه ساختارهای مفهومی نظیر استعاره، مجاز و طرحوارههای تصوری موجود در ذهن بشر است. در نوشتار حاضر تلاش بر آن است که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب نظریه معنیشناسی شناختی به بررسی مفهومسازی مرگ و بیماری، با استفاده از کارکرد طرحوارههای تصوری در رمان "لا طریق إلی الجنة" (برنده جایزه نجیب محفوظ در سال 2015م) اثر حسن داوود، نویسنده لبنانی پرداخته شود. نتایج تحقیق نشان میدهد که نویسنده از سه طرحوارۀ حجمی، حرکتی و نیرو برای مرگ و بیماری و همچنین طرحواره مقدار برای بیماری و طرحواره نزدیکی برای مرگ بهره برده است. همچنین طرحوارههای حوزۀ مرگ و بیماری، اساس استعارههای مفهومی مشترکی چون «مرگ و بیماری گیاه هستند»، «مرگ و بیماری جاندار هستند»، «مرگ و بیماری مکان هستند» و... را بنا مینهند. نگرش منفی نویسنده به دو حوزة مرگ و بیماری در این رمان، از طریق این طرحوارهها و استعارهها قابل دسترسی است.