بررسی و تحلیلِ پیدایی و پایاییِ «نگاهِ انسانی» در ادبیات داستانی جنگ تحمیلی
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور
doi
10.22103/jrl.2019.2464چکیده
جنگ از دیرباز یکی از مشئومترین و مذمومترین رخدادها در جهان بوده؛ امّا همین پدیدۀ زشت هرجا که سمتوسو و صبغۀ دفاعی به خود گرفته، عملی شرافتمندانه و شجاعانه قلمداد شدهاست. با آغاز جنگ هشتسالۀ عراق علیه ایران، گونۀ تازهای از ادبیات با عنوان ادبیات دفاع مقدّس و جنگ در ایران پا به عرصۀ وجود گذاشت و داستاننویسان به تبعِ نوع رویکردشان به جنگ که شامل ارزشمحور، جامعهمحور، انتقادمحور، انسانمحور و یا تلفیقی از آنها بود، به بازنماییِ هنریِ برداشتها و استنباطات خود از این واقعۀ عظیم پرداختند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای، نقطۀ آغازِ نگاهِ انسانی به جنگ و سیر ِرو به تزاید آن در طول جنگ و سالهای بعد از آن را در ادبیات داستانی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادهاست. برآیند تحقیق نشان میدهد که علیرغم غلبۀ گفتمانِ حماسی و ارزشمحور در بستر زمانی جنگ، برخی از نویسندگان از همان ماههای آغازین مخاصمه با رویکردی انسانی به آفرینش آثار داستانی پرداختند و با گذر زمان، خصوصاً فاصلهگرفتن از سالهای جنگ، توجه آنان و دیگر نویسندگان به مضامین والای انسانی و موقعیت بُغرنجِ انسانِ قرارگرفته در شرایط خاصّ جنگ، افزایش یافته و این روند در طول دهۀ 80 به اوج خود رسیدهاست.