پیش بینی بهزیستی اجتماعی بر اساس باور به دنیای عادلانه، بخشش و بهزیستی معنوی با توجه به نقش واسطه ای جنسیت

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشگاه ارومیه. ارومیه. ایران.

2 کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشگاه ارومیه. ارومیه. ایران.

3 دانشیار روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی، دانشگاه ارومیه. ارومیه. ایران.

doi
10.30473/sc.2020.45712.2354
چکیده

مقدمه: هدف این پژوهش بررسی رابطۀ بین باور به دنیای عادلانه، بهزیستی معنوی و بخشش با بهزیستی اجتماعی (نقش جنسیت) است. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. نمونۀ پژوهش حاضر 419 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه (213 نفر دانشجوی دختر و 206 نفر دانشجوی پسر) هستند که با روش نمونه­ گیری خوشه­ای چندمرحله‌ای از بین جامعۀ دانشجویان این دانشگاه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده­ها از پرسشنا­مه ­های باور به دنیای عادلانه (BJW) ساتون و داگلاس (2005) دالبرت (1999) و دالبرت و همکاران (2001)، بهزیستی معنوی (SWB) پولوتزین و الیسون (1982)، بخشش (GF) والکر و گارسوخ (2002) و بهزیستی اجتماعی (SW) کییز (1998) استفاده شد. داده ­های به ‌دست‌ آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS و بر اساس شاخص­ های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی و رگرسیون سلسله مراتبی) مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ­های این پژوهش نشان داد بین باور به دنیای عادلانه و بهزیستی اجتماعی در دانشجویان رابطۀ معنادار وجود دارد ولی بین بخشش و بهزیستی معنوی با بهزیستی اجتماعی رابطۀ معنادار وجود ندارد و نیز در رابطه هیچ‌کدام از متغیرها جنسیت، نقش مؤثری نداشت؛ بنابراین با تقویت باور به دنیای عادلانه در دانشجویان می توان بهزیستی اجتماعی را در آنان تقویت نمود. نتیجه گیری: لذا نتایج این پژوهش می­تواند برای مراکز مشاوره دانشگاه­ ها و نیز مسئولین برنامه­ ریز در جهت تدوین برنامه­ هایی برای تقویت روحیه معنوی­ گرا و باور به دنیای عادلانه در جهت بهبود بهزیستی اجتماعی دانشجویان کاربردی شود.