جستجوی مکان و خویشتن؛ بررسی داستان گل‌های زوال پاتریک مودیانو از منظر ژئوپوئتیک

نویسندگان

1 دانشگاه تبریز

2 دانشگاه تبریز

3 دانشگاه تبریز

doi
10.29252/clls.17.24.171
چکیده

چکیده:ژئوپوئتیک، نظریه‌ی نوظهور نقد ادبی و هنری ست که به اهمیت و نقش مکان در آثار ادبی و هنری می‌پردازد. ژئوپوئتیک رویکردی باز و بینارشته‌ای‌ست. این رویکرد علاوه بر تلفیق ادب و جغرافیا با علوم و رشته‌های دیگر نظیر فلسفه، با کوچگرایی (نومادیسم) در ارتباط است. اگرجه این رویکرد نوظهور است اما پشتوانه فلسفی و تاریخی عمیقی دارد و نشان می‌دهد که پایه گذارانش مطالعاتی عمیق بر علوم شرق و غرب داشته اند.ژئوپوئتیک دیدگاهی‌ست که می‌تواند نشان ‌دهد چرا مکان در داستانی اهمیت ویژه‌ای دارد و کارکرد آن چیست. در این پژوهش سعی بر آن داریم که علاوه بر معرفی ژئوپوئتیک، خوانشی ژئوپوئتیکی از داستان گل‌های زوال، اثر پاتریک مودیانو ارائه دهیم و به این سوال پاسخ دهیم که نام های پیوسته‌ی مکان در داستان پاتریک مودیانو چه نقشی در داستان ایفا می‌کنند؟ و چگونه مکان‌ها به شخصیت داستان کمک می‌کند تا او به شناخت بیشتری از خود و دیگری دست یابد؟واژه های کلیدی: ژئوپوئتیک، پاتریک مودیانو، مکان، شناخت خود.