نقشهای زبانی و کارکرد پیام در نامههای نهجالبلاغه بر اساس الگوی ارتباطی رومن یاکوبسن
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه امام خمینی
doi
10.30479/lm.2021.14188.3113چکیده
نظریه ارتباطی، یکی از مباحث کاربردشناسی زبان است که زبان و شیوه کاربست آن در فرایند ارتباط بررسی میشود. در این فرایند عناصر ششگانهای حضور دارند که دو رکن گفته پرداز یا گوینده و نیز دریافت کننده از عناصر کلیدی بوده که بدون آنها ارتباط بیمعناست. گوینده با استفاده از رمزگان مشترک بین خود و گیرنده، پیامی را در خصوص امری فراتر از متن و از مجرای ارتباطی خاص به گیرنده انتقال میدهد. پیامی که کارکرد آن در متن باتوجه به مقصود کاربر زبان یعنی گوینده سنجیده میشود. در دیدگاه یاکوبسن، پیام به عنوان نقطه ثقل، متوجه هریک از عناصر دخیل در فرایند ارتباط شود، نقش و کارکرد زبان متفاوت خواهد شد. پژوهش حاضر تلاش دارد با انطباق این الگو بر نامههای نهج البلاغه افزون بر تعیین نقشهای زبانی در متنهای مختلف، تاثیر مقصود گوینده و نوع دریافت کننده پیام را در کارکرد زبان بررسی کند. بدین منظور 4 نامه که در موقعیتهای مختلف بافتی و خطاب به گیرندگان متفاوت ارسال شده بود، انتخاب و با روش توصیفی- تحلیلی و آماری نقشهای زبانی آنها مقایسه گردید. حاصل این مقایسه نشان میدهد.بر اساس نتایج این پژوهش هرچند مشخص کردن کارکردهای زبانی در متن، مقصود فرستنده پیام را روشن میکند، اما تحلیل کاملی از متن ارائه نمی دهد. موید این امر وجود تفاوتهای زبانی در متنهایی بود که با هدف و انگیزه یکسان تولید شده بودند. شباهت نامه ها در کارکرد ترغیبی ودر عین حال تفاوت شیوه بیان موجب میشود تا تحلیل متن بر اساس تفاوت مخاطب را ضروری دانست.