بررسی پیکره بنیاد هم معنایی افعال در زبان عربی و نقش باهم آیی در تعیین معنا
نویسندگان
1 استادیار بخش زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز
doi
10.30479/lm.2021.15081.3208چکیده
رویکردهای جدید زبانشناسی، ابزارهای نوینی برای بررسی زبان در اختیار قرار داده است. یکی از این رویکردها، زبانشناسی پیکرهای است که با کمک حجم وسیعی از دادههای زبانی، به مطالعه زبان می پردازد. بررسی باهم آیی واژگان در یک پیکره بزرگ از دادههای زبان طبیعی، افق گستردهتری برای بررسی هممعنایی ترسیم میکند. در پژوهش حاضر پنج دسته از واژگان هممعنا انتخاب شده است که عبارتند از (طرد، نبذ، دحر)، (ترک، غادر)، (أعطی، منح)، (کتم، ستر) و (ارتشف، شرب). رویکرد پژوهش بررسی همزمانی است. با استفاده از ابزار Sketch Engine واژههای هممعنا در پیکره arTenTen2012 جستجو شد. همنشینهای پربسامد هر کدام استخراج شد. از آنجاکه تمام افعال از نوع متعدّی انتخاب شدهاند، با تمرکز بر همنشینهایی که مفعول فعل -یا شبه فعل- محسوب میشوند، سطوح مشترک و متمایز هر کدام در قالب یک جدول آماری ارائه گردید. نتایج نشان داد (طرد) با اشخاص، (نبذ) با صفات نکوهیده و (دحر) با سرکوب فتنهها و بیماریها، بیشترین همنشینی را دارند. فعلهای (ترک و غادر) صرفا در مورد اماکن اشتراک معنایی دارند. (غادر) با اماکنی بیشترین بسامد را دارد که برگشت فرد به آن مکان، به طور معمول زیاد اتفاق نمی-افتد. (ترک) به صورت انحصاری در مورد تکالیف دینی و برجای گذاشتن اثر و نشانه، به کار رفته است. حال آنکه (غادر) در این موارد هیچ بسامدی ندارد. فعل (أعطی) با مواردی سر و کار دارد که اعطای آنها به صورت فیزیکی اتفاق نمیافتد. اما مفعولهای همنشین با (منح) از نوع فیزیکی و یا مواردی هستند که به صورت مدرک و مجوز ارائه شدهاند.