تجزیه ژنتیکی عملکرد دانه و برخی صفات زراعی در ژنوتیپ‌های کلزا در شرایط کاشت معمول و تاخیری

doi
10.22092/spij.2017.111263
چکیده

در این بررسی 120 ژنوتیپ کلزا شامل ده لاین به عنوان پایه مادری، ده تستر و یک صد دورگ F2 حاصل از تلاقی لاین‌ها با تسترها در کرج در قالب دو طرح آلفا لاتیس با دو تکرار در دو تاریخ کاشت، نیمه اول مهر (نرمال) و نیمه اول آبان (تأخیری) در سال زراعی 90-1389 کاشته شدند. تجزیه واریانس ساده و مرکب اختلاف معنی‌داری بین تیمار‌‌ها از نظر عملکرد دانه و صفات زراعی در هر دو شرایط کاشت و در مجموع نشان داد که بیانگر تنوع ینتیکی قابا توجهی بین ژنوتیپ‌ها بود. تجزیه لاین × تستر حاکی از سهم بیشتر اثر غیرافزایشی ژن‌ها در کنترل عملکرد دانه و صفات مرتبط با آن در هر دو شرایط آزمایش بود. وراثت‌پذیری عمومی تمام صفات در هر دو شرایط بالا برآورد شد (بین 14/63 و 12/89 درصد) که بیانگر اهمیت بیشتر واریانس ژنتیکی نسبت به واریانس محیطی بود. وراثت‌پذیری خصوصی تعداد شاخه در بوته، عملکرد دانه، ارتفاع بوته و تعداد خورجین در بوته در هر دو شرایط کاشت در حد متوسط (بین 42/43 و 02/56 درصد) و برای تعداد دانه در خورجین و وزن هزار دانه در هر دو شرایط کاشت در حد کم (به ترتیب 33/36 و 61/24 درصد) بود. بنابراین گزینش برای عملکرد دانه و اجزای آن به ویژه تعداد دانه در خورجین و وزن هزار دانه در نسل‌های اولیه چندان موثر نخواهد بود. هر دو عمل افزایشی و غیر افزایشی ژن‌ها در کنترل ژنتیکی تمام صفات نقش داشتند ولی برای تعداد شاخه در بوته و عملکرد دانه (فقط کاشت تاخیری) و ارتفاع بوته، تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین و وزن هزار دانه (در هر دو شرایط آزمایش) نقش عمل غیرافزایشی ژن‌ها بیشتر مشهود بود. برآورد ترکیب‌پذیری صفات نشان داد که تستر‌های T9 و T2 و لاین L1 به‌عنوان بهترین ترکیب شونده‌های‌ عمومی در جهت افزایش عملکرد دانه بودند. چهار دورگ T7×L1، T8×L5، T3×L8و T8×L9 در شرایط کاشت معمول و سه دورگ T3×L1، T9×L2و T7×L3 در شرایط کاشت تاخیری بهترین ترکیب شونده‌های‌ خصوصی برای افزایش عملکرد دانه بودند. برخی از این دورگ‌ها دارای بیشترین هتروزیس مثبت و معنی‌دار برای عملکرد دانه بودند.