حادثهمحوری و هدفمحوری در دو ترکیببند عاشورایی (مقایسة ساختار بلاغی و محتوای دوازدهبند محتشم و چهاردهبند قزوه)
نویسندگان
1 هیئت علمی دانشگاه اصفهان
doi
10.22103/jrl.2019.2318چکیده
ادبیات پایداری در معنی عام، به ادبیاتی گفتهمیشود که نوعی مقاومت در برابر هجومهای فکری، سیاسی، فرهنگی و نظامی را القامیکند. در این صورت، ادبیات عاشورایی را باید از برترین و زیباترین نوع ادبیات پایداری دانست. در این پژوهش از میان اشعار عاشورایی، دو ترکیببند محتشم کاشانی و علیرضا قزوه، از نظر صورت و محتوا با یکدیگر مقایسه شدهاست. بررسی ویژگیهای این اشعار نشان میدهد؛ محتشم با بیان جزئیات حوادث، گویی به ذکر مصیبت و نوحهخوانی میپردازد و تحریک احساسات و عواطف در آن غلبه دارد؛ بهنحوی که میتوان اینگونه اشعار را «حادثهمحور» دانست. ویژگیهای شعر او هم از نظر شکل و صورت در قافیه و ردیف و هم واژهها و مفاهیم آنها، به شیوهای است که با تداعیکردن حالت حزن و اندوه و گاهی با ایجاد صوت و آهنگی متناسب با آن در الفاظ، بتواند هدف شاعر را محقق کند. اما قزوه ضمن خلق شعری حماسی و پرشور، بیشتر اهداف و نتایج آن واقعه را بیان کرده و دربارۀ عوامل ایجاد آن صحبت میکند و آن را بستری برای بیان مفاهیم آزادگی، دفاع از حق و مقاومت در برابر ظلم قرار میدهد؛ بنابراین، این دسته از سروده ها را میتوان «هدفمحور» دانست. در سطح ساختار، قوافی، ردیفها و واژهگزینیهای او همه در راستای همین هدف انتخاب شدهاست. مضامین شعر او نیز از این واقعه بهعنوان یک انقلاب عظیم خبر میدهد.