تحلیل ساختار شخصیت‌ در رمان «مصابیح اورشلیم» علی بدر بر مبنای نظریه کنشی گرماس

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.30479/lm.2021.14373.3124
چکیده

گرماس ناقد ساختارگرای فرانسوی در مقام معناشناس، با مطالعه و بررسی معنا و ساختارهای معنایی، فرضیه مدل کنشی را مطرح کرد تا نقش شخصیتها در روایت بهتر آشکار شود. در این فرضیه سه رابطه با هم ترکیب می‌شوند، رابطه خواست، پیام‌رسانی و کنشی که از سه الگوی دوتایی: کنش‌گزار/ کنش‌پذیر، کنشگر/ هدف، کنش یار/ ضد گنشگر تشکیل شده است. رمان «مصابیح اورشلیم» علی بدر از جمله بهترین رمانهای معاصر عراق است که مسأله درگیری اعراب و اسرائیل را به شکل کامل دربردارد و دوره طولانی از تاریخ فلسطین را شامل‌ می‌شود ونویسنده متناسب با طرح رمان، شخصیات‌ها را از میان جامعه علمی و فرهیختگان معاصر جهان عرب انتخاب کرد که نشان از آگاهی وحساسیت وی در این گزینش دارد. هدف از این نوشتار، واکاوی این رمان و تحلیل شخصیت‌ها و کنش‌های آن بر مبنای نظریه کنشی گرماس به روش توصیفی تحلیلی است تا نحوه تولید معنا و شکل‌گیری رویدادهای رمان بدست این شخصیت‌ها وکنشگران تبیین شود، علاوه بر این مخاطب نقش ادوارد سعید، شخصیت اصلی و قهرمان حقیقی در سراسر رمان در کنار دیگر کنشگران در پیشبرد روایت به سمت اهداف وخواسته‌های نویسنده را دریابد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بحران هویت و جستجو برای یافتن هویت ملی، طرح اصلی و هسته مرکزی رمان است که چالش عمده شخصیت‌ها و کنشگران و محور و محرک کنش آنهاست و نویسنده در بستر تقابل میان شخصیت‌هایی با یک ملیت یا ملیتی متفاوت