نقش سبک زندگی بر بهزیستی ذهنی با میانجیگری سرسختی سلامت در زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.
2 گروه روانشناسی سلامت، واحد بین الملل کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران.
3 استاد روان شناسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 استادیار، گروه روانشناسى، واحد رودهن، دانشگاه آزاداسلامى، رودهن، ایران.
doi
10.22038/mjms.2021.57571.3358چکیده
زمینه و هدف: بروز بیماریهای جسمانی مزمن همچون مالتیپل اسکلروزیس موجب ایجاد آسیبهای روانشناختی و جسمانی در بیماران میشود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک زندگی بر بهزیستی ذهنی با میانجیگری سرسختی سلامت در زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد.روش کار: روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اماس مراجعه کننده به کلینیکهای تخصصی شهر تهران در سال 1397 بود که از بین آنها 60 نفر به روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامههای سبک زندگی (لعلی و همکاران، 1391)؛ سرسختی سلامت (گیبهاردت، وندردوف و پاول، 2001) و بهزیستی ذهنی (کییز و ماگیار- مو، 2003) بود. تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از این پژوهش با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد.یافتهها: نتایج حاصل از بررسی تأثیرات مستقیم متغیرهای پژوهش نشان داد که سبک زندگی بر بهزیستی ذهنی، بهزیستی ذهنی بر سرسختی سلامت و سرسختی سلامت بر بهزیستی ذهنی، تأثیر مستقیم و معناداری داشتند (05/0P<). علاوه بر این نقش میانجیگری سرسختی سلامت در رابطه بین سبک زندگی با بهزیستی ذهنی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس تایید شد.نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود در جهت افزایش بهزیستی ذهنی بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس به نقش سبک زندگی و عوامل روانشناختی همچون سرسختی سلامت توجه شود.