نقش تعدیل کننده ناگویی هیجانی بر رابطه بین پریشانی روانشناختی و شدت بیماری و میزان خارش پوستی در بیماران مبتلا به پسوریازیس

نویسندگان

1 دانشیار، گروه روانشناسی ، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)

2 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 پژوهشگر ارشد، گروه علوم اعصاب، دانشگاه موناش، ملبورن، استرالیا.

4 دانشجوی دکتری روانشناسی سلامت ، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران ، تهران ، ایران.

5 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22038/mjms.2024.80431.4641
چکیده

پسورﻳﺎزﻳﺲ ﻳﻜﻲ از ﺷـﺎﻳﻊﺗـﺮﻳﻦ ﺑﻴﻤـﺎری‌های خودایمنی، روان تنی پوست است که ﺑﺎ آﺳﻴﺐ‌ﭘﺬﻳﺮی ﺑـﻪ اﺳـﺘرس، اﺧﺘﻼﻻت هیجانی، و ﻣﺸکل در ﺑﻴﺎن اﺣﺴﺎﺳﺎت منفی ﻫﻤﺮاه است. نقش عوامل روان‌شناختی مانند تجارب هیجانی و به ‌ویژه ناگویی هیجانی در سیر بالینی بسیاری از بیماری‌های پوستی مورد تأیید قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ناگویی هیجانی و پریشانی روانشناختی در پیش بینی میزان خارش و شدت بیماری افراد مبتلا به پسوریازیس بود. جامعه آماری پژوهش مبتلایان به پسوریازیس شهر تهران در سال 1401بودند. بدین منظور با روش نمونه گیری در دسترس، 187 فرد مبتلا به بیماری پسوریازیس که در انجمن پسوریازیس ایران عضو بودند به صورت آنلاین در پژوهش مشارکت کردند. پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو (TAS)، مقیاس پریشانی روانشناختی کسلر، شاخص اندازه گیری سطح و شدت پسوریازیس (PASI)و اندازه گیری شدت خارش خود گزارش دهی را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین ناگویی هیجانی، پریشانی روانشناختی با شدت خارش و شدت بیماری همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد. برای بررسی نقش تعدیل کننده ناگویی هیجانی بین پریشانی روانشناختی و شدت خارش از رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان می دهد بتای مربوط به تعامل ناگویی هیجانی و پریشانی روانشناختی در پیش بینی 34 درصد خارش در بیماری پسوریازیس معنادار است. اما این نتایج برای پیش بینی شدت بیماری توسط ناگویی هیجانی و پریشانی روانشناختی معنادار نبود.