بررسی کانون شدگی و راوی در رمان فی الطریق الیهم از هدیه حسین
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز ایران
2 گروه زبان و ادبیات عربی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه شهید چمران اهواز ایران
3 دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.30479/lm.2020.13835.3081چکیده
در ادبیات کلاسیک بررسی راوی و کانونشدگی در داستان و رمان بصورت کلی و در زاویه دید خلاصه میشد. اما با ظهور نظریههای جدید زبانشناسی از سوی برخی صاحب نظران بخصوص ژنت، ایندو بصورت دقیقتری مورد بررسی قرار گرفت و از هم مجزا شدند. راوی یعنی کسی که داستان را نقل میکند و کانونگر یعنی کسی که چیزی را مشاهده و سپس مورد توجه قرار میدهد. هدیه حسین نویسنده عراقی از رمان نویسهای معاصر عراق است که توانسته با نوشتن چندین رمان در زمره رمان نویسان تا حدودی موفق زن عرب قرار بگیرد. از جمله آثار او، رمان فی الطریق الیهم است که با نگاهی فردی-اجتماعی به مسائل جامعه آن روز عراق نوشته شد. راوی اصلی این رمان کودکی شش ساله است که با وجود خردسال بودن، اما از انواع کانونگری و راویتگری مختلف استفاده کرده است؛ همین امر باعث شده تا این رمان برای این پژوهش انتخاب و دو مؤلفه مذکور آن با روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار بگیرد.در این رمان پیوسته با تغییر کانون روایت روبرو هستیم؛ اما با توجه به غلبهی «من اول شخص»، عمدتا کانونساز به صورت درونی نمود مییابد؛ بدین ترتیب راوی صاحب اصلیترین پنجره کانونشدگی است. البته بصورت محدود ایندو از یکدیگر مجزا میشوند و کانونگری از نوع درونی به بیرونی و راوی از درون داستانی به راوی دیگرگوی تبدیل میشود. گاهی نیز بصورت نادر راوی ناشناش-درون داستانی بصورت نامحسوس در هیبت راوی اصلی اما با آگاهی بیشتر و یا در قالب سوم شخصی ناآشنا در داستان حضور پیدا میکند.