باستان گرایی واژگانی در اشعار قیصر امین پور
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری
2 استاد دانشگاه شهرکرد و رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی
3 استاد مدعو دانشگاه چادگان
doi
10.22103/jrl.2018.2121چکیده
ادبیات مقاومت به عنوان یک نوع ادبی، پیشینهای دیرینه دارد و از زمان پیدایش ادبیات، دوشادوش آن حرکت کردهاست. در میان شاعران برجستۀ این نوع ادبی در ایران، قیصر امینپور جایگاه ویژه دارد و زبان شعری این شاعر متمایز از زبان شعری معاصرینش است که دلیل این تمایز، توجه و تمرکز او بر جنبههای مختلف زبان و به خصوص مقولۀ آرکائیسم در شعر است. آرکائیسم یا باستانگرایی نشانگر گرایش شاعران به صرف و نحو کهن در زبان شعر و بازتاب آن در سطح واژگان و ساختارهای نحوی است. در این پژوهش به سطح واژگانی ( اسم، صفت، قید، فعل، حرف) آرکائیسم در مجموعۀ کامل اشعار قیصر امینپور پرداخته شدهاست که در این بررسی هم کارکرد و انگیزۀ انتخاب واژگان کهن و هم ساختمان این واژگان مورد توجه قرار گرفتهاست. هدف این پژوهش روشن ساختن کارکرد و ساختار واژگان آرکائیک مورد استفادۀ این شاعر و چگونگی ارتباط میان زبان و دیدگاه وی در اشعارش است. نتایج به دست آمده با استفاده از روش توصیفی و کتابخانهای و تحلیل بیتها و آمارگیری، بیانگر این است که شاعر در گزینش واژگان آرکائیک خود غالباً جنبههای حماسی، عرفانی، موسیقایی، بلاغی و شاعرانه را مورد توجه قرار داده و زبان امروزی را با الگوهای کهن تطبیق دادهاست.