بررسی تأثیر فضای سایبر در تحولات سیاسی شمال آفریقا (تونس و مصر 2011)

نویسندگان

1 استاد دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی

3 گروه علوم سیاسی دانشگاه شهیدبهشتی

doi
10.30479/psiw.2019.9832.2430
چکیده

هدف: دردو دهه اخیر رسانه­های نوین با توجه به ویژگی­های منحصربه فرد، به­یکی ازعناصر برجسته در شکل­دهی به تحولات اجتماعی-سیاسی­جوامع تبدیل شده­اند. بررسی نقش این رسانه­ها در تکوین تحولات هشت سال قبل شمال آفریقا هدفی است که این مقاله در پی فهم و توضیح آن می­باشد. امید که با درک درست مسئله، به تبیین مناسب و واقع گرایانه تاثیرفضای سایبر برکشورمان، نائل شویم.روش: روش مورد استفاده دراین مقاله روش توصیفی- تحلیلی با بهره­گیری­ازمنابع کتابخانه­ای و روش­شناسی­پست­مدرن می­باشد. این­روش با توجه به مولفه­هایی مثل «فرو ریختن قطعیت­ها» ، «شالوده شکنی»، «توجه به انواع متعدد قدرت، هویت و گفتمان» و«ارایه تصویری سیال، شبکه­ای و فاقد مرکز از قدرت» با نتایج حاصله از«انقلاب­سایبر» و نیز آرا نظریه پردازانی چون«کاستلز» و «جوزف­نای» بهتر هم­خوانی دارد.یافته­ها: واکاوی­ها موید آن است که شبکه­های ارتباطی، در مصر و تونس، باعث آشنایی هرچه بیشتر مردم با شکل­های نوین زندگی و تشکیلات حکومتی متفاوت وطرح تقاضاهای جدید درجامعه شد و به تدریج موجب تغییر در نگرش­ها و ایده­آل­های مردم به ویژه نسل جوان از زندگی و نهایتا دگرگونی درانتظارات ازحکومت و حاکمان گردید. علاوه­بر این وضعیت جدید، پتانسیل نیروهای سیاسی مخالف که درطول دهه‌های متوالی سرکوب شده بودند، را آزاد و تعادل را به نفع نیرو­های ضد­حکومتی برهم زد.نتیجه­گیری: شبکه­های ارتباطی اگرچه علت انقلاب در شمال­آفریقا نبودند؛ اما با کارکردی «پست­مدرنیستی»، در فضایی مملو از بحران­های­مختلف با آگاه­سازی عمومی، سازماندهی­اعتراضات، گسترش ارتباطات و بسیج­کنندگی سیاسی توانستند بحران مشروعیت و ناکارآمدی حاکمیت­های اقتدارطلب را افشا و با سراسری و جهانی­کردن اعتراضات، درنهایت سقوط این نظام ها را تسهیل وتسریع نمایند.