دلالتهای هنجارگریزی نوشتاری در داستان کوتاه عربی مغرب بر اساس نظریه لیچ
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.30479/lm.2020.13350.3035چکیده
هنجارگریزی از جمله مباحثی است که در مکتب فرمالیسم مطرح شد. بنیانگذاران این نظریه، گامهایی در جهت انحراف از قواعد و معیارهای زبان هنجار برداشته و یکی از راههای خلق ادبیات را استفاده از همین شگردهای هنجارگریزی برشمردند. در این میان، جفری لیچ به عنوان یکی از چهرههای برجسته شکلگرای انگلیسی به انواع هنجارگریزی اشاره و آن را به هشت مورد دستهبندی کرد که از جمله آنها، هنجارگریزی نوشتاری است. این مقاله بر آن است تا با روش تحلیلی- استقرائی انواع هنجارگریزی نوشتاری را در ریزروایتهای عربی، با تمرکز بر تعداد 11 مجموعه ریزروایت(857 داستان) از کشور مغرب استخراج کند و نشان دهد که هنجارگریزی حتی در ریزروایت چند سطری و چند کلمهای نیز قابل بررسی است تا آنجا که تکنیکهایی در ریزروایت به کار رفته که در شعر وارده نشده است. انتخاب روایتهای کشور مغرب بدین علت است که شکوفایی ریزروایت به شکل قابل توجهی در این کشور نمود یافت. نتایج این بررسی نشان میدهد که پرکاربردترین شیوههای هنجارگریزی در ریزروایتهای مغربی مواردی چون: جدانویسی واژه، به کارگیری وام جملههایی از زبانهای بیگانه، بخشبندی سطور ریزروایت با اعداد، استفاده نامتعارف از علامتهای نگارشی است. اما هدفی که نویسندگان مغربی دنبال میکنند از یک سو معطوفکردن توجه خواننده و مهم جلوه دادن آن بخش از ریزروایت است که متفاوت از بقیه آمده است و از سوی دیگر تلاش در هماهنگی ساختار با محتواست.