تجربه زیسته معلمان ابتدایی از بازیگوشی در فرایند تدریس: یک مطالعه پدیدارشناسانه
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
10.48310/itt.2025.21335.1226چکیده
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت خلاقیت و تعامل انسانی در فرآیند یاددهی-یادگیری، بازیگوشی به عنوان یک ویژگی مثبت و سازنده در رفتار حرفهای معلمان مورد توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، تبیین تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی استان البرز از مفهوم «بازیگوشی» در محیط آموزشی در سال تحصیلی 1404-1403 بود. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل 15 معلم ابتدایی از استان البرز بودند که به شیوه نمونهگیری هدفمند و با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش کلایزی تحلیل شدند. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که بازیگوشی معلمان در قالب (11 مقوله اصلی، 53 مقوله فرعی، 241 کدباز) قابل تحلیل است؛ مقولههای اصلی عبارتنداز: 1)انعطافپذیری در فرایند آموزش 2)خلق موقعیتهای غیررسمی3)استفاده خلاقانه از ابزارها4 )مدیریت کلاس با رویکرد طنز و شاد 5)جلب اعتماد ذینفعان با نتایج اثربخش 6)بازآفرینی رابطه معلم و شاگرد 7)چالش با هنجارهای رسمی نظام آموزشی 8)برقراری ارتباط صمیمی و غیررسمی با دانشآموزان9)تأثیر عوامل شخصی؛ سازمانی 10)تأثیر بازیگوشی بر شخصیت و جسم روان معلم 11)پویایی محیط یادگیری. این مضامین نشان میدهند که بازیگوشی نه تنها به منزلهی بینظمی یا عدم جدیت نیست، بلکه نوعی راهبرد خلاقانه برای افزایش انگیزش، مشارکت و یادگیری مؤثرتر در کلاس درس محسوب میشود. نتیجهگیری: نتایج این پژوهش میتواند در طراحی دورههای توانمندسازی معلمان و بازنگری در سیاستهای آموزشی با تأکید بر اهمیت مهارتهای نرم و خلاقانه مورد استفاده قرار گیرد.