بررسی سبک شناسانة رمان «ارمیا» اثر رضا امیرخانی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه سمنان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات مقاومت دانشگاه سمنان

doi
10.22103/jrl.2018.2000
چکیده

سبک در هنر داستان­نویسی به مانند سبک در سایر انواع ادبی، فراهنجاری در زبان است که نظام خاص احساسات و اندیشه­های نویسنده و شیوة شخصی او را در نگریستن به جهان نمایش می­دهد. در دوران معاصر، سبک­شناسی اگرچه همانند گذشته مورد استفاده قرار می­گرفته؛ امّا از لحاظ کاربرد زبانی و ویژگی­های ادبی دچار تغییر و دگرگونی­هایی شده است که نویسندگان معاصر را همچون گذشته صاحب سبکی شخصی ساخته است. سبک خاصی که امیرخانی در آثار خود به کار برده از حیث زبانی و ادبی قابل تأمّل است: کاربرد واژگان جنگی، جابه­جایی ارکان جمله، استناد به آیات قرآن، جدا نوشتن کلمات متّصل و... از برجستگی­های زبانی او به شمار می­رود. همچنین کاربرد تشبیه، توصیف و تصویر از موارد دیگر سبکی او به شمار می­آید. محوریت غالب فکری او، نشان دادنِ تضاد و تناقضی است که برخی از رزمندگان، پس از بازگشت از جبهه و جنگ به آن دچار می‌شوند و همین عامل، سبب کناره­گیریِ آنان از مردم می­شود.­­ روش اتخاذ شده برای بررسیِ سبکیِ رمانِ ارمیا، رویکرد سبک‌شناسیِ لایه‌ای است. در این روش، متن داستان در سه لایة زبانی، ادبی و فکری مورد تحلیل سبک­شناسانه قرارگرفته است. در سطح زبانی، عناصر لفظی و زبانی پرکاربرد، به عنوان موتیفِ لفظی یا دورن مایه نشان داده شده است. در سطح ادبی نیز عناصر ادبیِ متن که ایجاد کننده تصویر و موسیقی در متن شده­اند و در نهایت در سطح فکری نیز، عناصر فکری و محتوایی غالب در متن رمان مشخّص شده­اند. در این مقاله کوشیده­ایم به بازنمایی سبکیِ این رمان در سه حیطة زبانی، فکری و ادبی دست یابیم.