نقدی ساختگرایانه بر تقابل های معنایی رمان «گلاب خانم» اثر قاسمعلی فراست
نویسندگان
1 دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22103/jrl.2018.2004چکیده
انسان از ابتدای تاریخ به ویژگی بنیادین تقابلهای دوتایی اعتقاد داشتهاست. شاید به همین دلیل، نویسندگان رمان، در ساختار روایی داستانهایشان از این امر خواسته یا ناخواسته بهرهبردهاند. این موضوع، به طور ویژه، مورد توجّه نظریهپردازان ساختگرا واقع گردیده است. یکی از مقولات عمدۀ نقد ساختارگرا، تحلیل محتوا از طریق معنای تقابلهای دوگانه است که توسط گاستون باشلار در نقد آثار ادبی، بویژه در روایت وارد شدهاست.یکی از حوزههای روایت، داستانهای مربوط به جنگ است که دغدغۀ اصلیاش پرداختن به محتواست و خود، حاصل تجربۀ تنگاتنگ انسان با موضوع تقابلها است. در نتیجه به نحو فزایندهای، تحت تأثیر این روش نقد ساختگرا قرار گرفتهاست. نقد ساختگرایانه کمک میکند تا این گونه آثار که در بافت متنی خود، محتوا و دلالتهای معنایی گستردهای را پنهان ساختهاند، به خوبی تحلیلشوند. رمان «گلاب خانم» اثر قاسمعلی فراست نمونهای از رمانهای جنگ است که در ساختار روایی خود از این مقوله بهرهبرده و به همین دلیل، گزینۀ تحلیل و نقد این مقاله است؛ از این رو، ابتدا مبانی نظری مرتبط با موضوع تبیینمیگردد، سپس ضمن واکاوی نمونههای متنی، تقابلهای محتوایی مستخرج از بافت داستان، به کمک عناصر روایت تحلیل میشود.