ارزشیابی اثربخشی دورههای آموزش ضمن خدمت معلمان درس فرهنگ و هنر مقطع متوسطه استان البرز براساس الگوی ارزشیابی سیپ (CIPP)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران.
2 کارشناسی ارشد آموزش و بهسازی منابع انسانی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران.
3 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
4 دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی تهران
doi
10.48310/itt.2025.16322.931چکیده
پژوهش حاضر به بررسی اهمیت آموزش و توسعه در سازمانها میپردازد و نشان میدهد که سرمایهگذاری در آموزش منابع انسانی برای رشد و موفقیت سازمانها حیاتی است. برنامههای آموزشی باید بر اساس نیازهای واقعی کارکنان و به صورت داوطلبانه طراحی شوند. ارزیابی برنامههای آموزشی برای اطمینان از دستیابی به اهداف و بهبود عملکرد کارکنان ضروری است. در این پژوهش، برای ارزیابی اثربخشی دورههای آموزشی معلمان درس فرهنگ و هنر استان البرز، از مدل ارزشیابی سیپ استفاده شده است. عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت برنامههای آموزشی مانند ثبات شغلی، استفاده از ابزار مناسب، عوامل انگیزشی، و حمایت مداوم مورد بررسی قرار گرفتهاند. مطالعات نشان میدهند که اجرای صحیح برنامههای آموزشی میتواند منجر به صرفهجویی در هزینه، افزایش بهرهوری، رضایت کارکنان، و بهبود کلی سازمان شود. در این پژوهش، 71 نفر از معلمان فرهنگ و هنر استان البرز در سال 1402-1401، پرسشنامهای را تکمیل کردند. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمونهای آمار استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین آماره مجذور کای (48/6) در سطح کمتر از 0.05 معنیدار است، که حاکی از تفاوت اثربخشی دورهها از نظر زمینه، ورودی، فرآیند و برونداد است. فرآیند دارای بالاترین میانگین رتبه و زمینه کمترین میانگین را داشت. بر این اساس، دورههای آموزشی باید به ترتیب از حیث زمینه، درونداد، برونداد و فرآیند بهبود یابند.