از پرهیز تا رویارویی با خیره نگری و امر واقع: خوانشی لکانی از ”فیلم“ اثر بکت

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

2 استاد دانشگاه شهید بهشتی/ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

doi
چکیده

در صحنه‌ی ادبیات و هنر معاصر، نام سموئل بارکلی بکت همواره تداعی‌گر شاهکارهای بی‌‌بدیلی در عرصه‌ی داستان و ادبیات نمایشی است: با این وجود، دریافت جایگاه حقیقی این نویسنده و فضای آثارش بدون بررسی”فیلم،“ تنها فیلم‌نامه‌ی سینمایی او، میسر نخواهد بود. این مقاله خوانشی است روانکاوانه از ”فیلم“ که در چارچوب نظری ژک لکان و در پرتو مفاهیم کلیدی این حوزه صورت می‌گیرد. پژوهش حاضر مؤید جداگشت دو مفهوم چشم و خیره‌نگری در نظریه‌ی لکان و ”فیلم“ است: انگاشت چشم در این آثار در رابطه ای تنگاتنگ با خودآگاه، ذهنیت، فرد-بودگی و بازنمایی است؛ حال آن‌که، مفهوم خیره‌نگری با ناخودآگاه، مطلوب کوچک و تصویر ارتباطی ناگسستنی دارد.  انگاشت خیره‌نگری در ”فیلم،“ در سه لایه‌ی معنایی متفاوت تجسم می‌یابد: 1- خیره‌نگری در مفهوم ابژه‌ی مفقود، 2- خیره‌نگری در مفهوم ابژه‌ی جایگزین و 3- خیره‌نگری در مفهوم حس عدم تعلق، بیگانگی و یا تقلیل‌یافتگی. علاوه‌براین، تحلیل ”فیلم“ در پرتو نظریات روانکاوانه‌ی لکان نشانگر آن است که پرهیز شخصیت اصلی فیلم از نگاه خیره‌نگر دیگری کوچک و دیگری بزرگ، از یک‌سو، و گریز او از هنجارهای نظارت‌گر و گفتمان‌های غالب ایدئولوژیک، از سوی دیگر، به‌واسطه‌ی رویارویی غیرمترقبه‌ی او با امر واقع است که به‌صورت اختلالی در ساحت نمادین نمود می‌یابد.