خوانش و تحلیل لاکانی حکایت " حی بن یقظان " از ابن طفیل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی
2 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه گیلان
3 گروه ادبیات، دانشکده ادبیات، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین پیشوا، ایران
doi
10.30479/lm.2020.12557.2967چکیده
افسانهها و حکایتهای قدیمی، روایتگر سرشت فطری و بداهت بشری، با کمترین آغشتگی و دست خوردگی، تصویر واضح و روشنی از روحیات و دغدغههای انسانی ارائه میدهد. روانکاوان با تعمق فراوان و با ارائه نظریات جامع و عمیق، زمینه را برای شناخت ماورای رفتارهای انسانی فراهم کردهاند و در آثارادبی، افسانهها و حکایتهای فولکلور، بررسی روانکاوی آنها ما را به شناخت دقیق و قابل تعمیم از ماهیت انسان میرساند. از جمله این حکایتها که با کاوش در آن، میتوان به ذات و اعتقادات اولیّه و نحوه شکلگیری سوژه بشری دست یافت، قصۀ «حیّ بن یقظان »است که به طور کامل و فنّی توسط ابن طفیل، فیلسوف بزرگ قرن پنجم در اندلس اسلامی پردازش شده است. در این پژوهش سعی شده با توجه به آراء «لاکان» در حوزۀ روانکاوی، این حکایت مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش به هدف رمزگشایی از افکار و اندیشههای اولیه و دست نخورده انسانی و کشف معنای پنهان و غیرمکشوف آثار ادبی صورت گرفته است. نتیجه نشان میدهد که حکایت «حی بن یقظان» مبتنی بر اندیشههای مهم روانکاوی انسانی میباشد؛ چون «ضدیت با عنصر زن»، «دیگری بزرگ» و «اتکاء به او» برای رشد جسمانی و تعالی فرهنگی، تلاش برای «همانندی با محیط»، حس «فقدان و غربت»، «مقابله با دیگری بزرگ »و «گفتمان غالب»، «رسوخ به ساخت امر واقعی» و تلاش برای «بازسازی نظم اجتماعی نمادین». روش به کار رفته در این پژوهش، روشی توصیفی ـ تحلیلی است.