کُهن‌الگوی کودک گمشده و ابعاد و مصادیق آن در " تصادف شبانه" اثر پاتریک مودیانو

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تبریز

2 استادیار (دانشگاه حکیم سبزواری)

doi
چکیده

داستانها نیز همچون اسطوره­ ها می­توانند بکمک فرآیند تفسیری، واکنش­های درونی و پدیده­های فردی و اجتماعی را نشان دهند. شناخت تصاویر داستانی و کاوش در ابعاد ذهنیتی، زیستی و تاریخی نویسندگان قرن بیستم فرانسه می­تواند علل ساختاری فضای داستانی و خلاقیتی آثار آنها را نمایان کند. در این کنکاش، بهره­گیری از سازه ­ها و کُهن­ الگوهای ناخودآگاه جمعی برای بررسی تار و پود و رویدادهای سازنده­ی داستان «تصادفِ شبانه» اثر پاتریک مودیانو می­تواند اَشکال نمادین و روانیِ داستان را از یکسو در بستر طبیعت ذهنی و جمعی بشر، و از سوی دیگر در بستر روایت و تجارب نمادین نشان دهد. در واقع، مولف، با بازی «زمان» و «مکان» در روایت، و با طرحِ کُهن ­الگوی کودک گمشده، تصویری از هویت گمشده و حافظه خود را به نمایش می­گذارد.