پژوهشی در مبانی تخیل از منظر ژیلبر دوران در انیمۀ ناروتو شیپودن

نویسندگان

1 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکترای تخصصی رشته پژوهش هنر، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfadram.2024.383157.615947
چکیده

انیمۀ ناروتو شیپودن با تلفیق عناصر اسطوره‌ای و مؤلفه‌های مدرن، نمونه‌ای مناسب برای تحلیل ساختارهای تخیلی در روایت تصویری معاصر است. هدف این پژوهش، تبیین ساختار تخیل حاکم بر این مجموعه بر اساس چارچوب اسطوره‌شناختی ژیلبر دوران است. این تحقیق با رویکرد کیفی و به روش تحلیل اسطوره‌شناختی انجام شده و داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدۀ نظام‌مند گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد مؤلفه‌های نظام روزانه عمدتاً در صحنه‌های نبرد، تقابل و دلاوری حضور دارند، در حالی‌که تم آخرالزمانی مجموعه، منجی‌بودن شخصیت محوری، حضور خدابانو و نماد درخت زندگی در ساختار ترکیبی نظام شبانه قرار می‌گیرند. الگوی نمادین سه‌وجهی قربانی، احیاگر و انتقام‌گیرنده به‌صورت ساختاری مارپیچی در سیر روایی فصل‌های مجموعه عمل می‌کند؛ بدین معنا که این نقش‌ها در آغاز روایت از سه شخصیت اصلی شکل می‌گیرند، با پیشرفت روایت و ارتقای سطح مهارت‌ها تا مرتبۀ خدایان جهان داستانی (در دیگر شخصیت‌ها) بسط می‌یابند و در نهایت، در بازگشتی ساختاری، دوباره به همان سه شخصیت اصلی بازمی‌گردند، در حالی‌که سطح وجودی و مهارتی آنان نسبت به آغاز مجموعه دگرگون شده است. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد تخیل در این انیمه واجد ساختاری پویا، مارپیچ‌وار و اسطوره‌محور است که با الگوی دوران انطباق دارد.